تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ محمدى ( فارسي ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢

صفت اسحاق ابنه عليه السلام

اسحاق به فضل بوذه مشهور * پيوسته به زهد بوذه مذكور
دامن ز زمانه در كشيده * از كار امامت آرميده

صفة على ابنه عليه السلام

گويند على ابن جعفر * بودست ملازم برادر
موسى كه امام روزگار اوست * بر منبر دين بزرگوار اوست
بسيار علوم و بر فضائل * بردند ازو بجان مسائل
اقرار به موسى و امامت * كردست و نخورده زو ندامت
وانگه به رضا رضاش بوده * صدق دل صادقى نموده
گفته سخن از امام جعفر * بر نصّ امامت براذر

صفت عباس ابنه عليه السلام

بوذه دهمين پسر چو عباس * زنده نفسى چو خضر و الياس
پرهيز كن زمانه با علم * آراسته ذات او بر آن حلم

نقش خاتمه عليه السلام

بر خاتم او كى بىريا بود * الله ولى و الغنى بود
دين‌پروريش توانگرى بود * معروف به صدق‌پرورى بود

مدت عمره عليه السلام

سالش به دو نسخه شصت و پنج است * از دور جهان كه عمر سنج است
در دايره به هشت و پنجاه * ديدم كه نوشته بود و سه ماه

تقسيم عمره عليه السلام

با جد و پدر دوازده سال * بوذست رخش زمانه را فال
جدش چو ازين زمانه برخاست * پرداخته كار آن جهان راست
او نوزده دگر به هر باب * راندست بكام خويش با باب

مدت امامته عليه السلام

سى سال و چهار در امامت * ماندست پس از پدر سلامت
بگذشت ز كاينات نامش * در علم و روايت و كلامش
هر نقد سخن كه جعفرى نيست * شرعيست كه آن پيمبرى نيست
هر قول كه صادقى نباشد * جز زرق و منافقى نباشد
تاريخ محمدى ( فارسي ) — صفحة 132 | شيخ حسن كاشى