اوصاف ساير اولاده عليه السلام
بوبكر شهيد كربلا شد * زان ظلم زمانه مبتلا شد
آنگه ز بنات چار ديگر * هر چار بزاده از دو مادر
صفت زيد ابنه عليه السلام
زيد ابن حسن بلند را [ ى ] بود * والى صدقات مصطفى بود
با طاعت و زهد و خير بسيار * همچون حسن و حسين وفادار
دعوى امامتش نبوذه * هر سفرهء خير برگشوذه
سالش به نود رسيد در علم * مانندهء جدّ خويش بر حلم
صفت حسن ابنه عليه السلام
اما حسن آن پسر كه بابش * كردست بنام خود خطابش
بوذست جليل قدر و فاضل * كافى كف و كارساز و عاقل
جدّ پذريش كرده تيمار * پيوسته به كار حق نكوكار
بر رفته به منبر امامت * يك خطبه بخوانده با سلامت
دعوى خليفتى نكرده * غم در پى بىآن عمل نخورده
عمش چو بديد روى و رايش * و إن صورت و سيرت و وفايش
نوباوهء خويش را بذو داد * با طالع خوب گشت داماد
سالش چو رسيد در سى و پنج * بيرون شد ازين جهان پررنج
صفت عبد الله بن حسن ابنه عليه السلام
عبد الله بن حسن جوان بود * آزاده و راد و كاردان بود
عمش چو سكينه داند و داد * تا بوذه جوان هنوز داماد
او نيز شهيد كربلا گشت * ماندست دفين در آن در و دشت
نقش خاتمه عليه السلام
بر خاتم آن امام عالم * آن چشم و چراغ نسل آدم
بنگاشته همچو نقش بر ماه * اين نقش كه مستعان بالله
مدت عمره بعد از نبى عليه السلام
از بعد رسول شاه كونين * آن دانه درّ قرة العين
ماندست بجاى هفتساله * همچون گل و ياسمين و لاله
تقسيم عمره عليه السلام
از بعد نبى ماند سى سال * در عالم زهد فارغ البال