فاطمه حاكيه بوده است نه منشئه .
( 1 )
وصيت فاطمه زهرا ( س )
( 2 ) فاطمه در مرضى كه به مرگ او منجر شد به على ( ع ) وصيت كرد و عهدهاى خود را به وى متذكر شد . دربارهء وصيت آن حضرت روايت شده كه على ( ع ) پس از وفات فاطمه در كنار سر وى كاغذى يافت كه در آن آمده بود :
( 3 ) « بسم الله الرحمن الرحيم اين چيزى است كه فاطمه دختر رسول خدا ( ص ) بدان وصيت كرده است . او گواهى مىدهد كه جز خداى يكتا معبودى نيست و محمد بنده و فرستادهء خداست و نيز گواهى مىدهد كه بهشت و دوزخ حق است . قيامت خواهد آمد و در آن ترديدى نيست و خداوند هر كه را در قبرهاست بر مىانگيزد .
اى على مرا حنوط كن و غسل ده و كفنم كن و بر من نمازگزار و شبانه به خاكم سپار و هيچ كس را مطلع مكن . تو را به خدا مىسپارم ، و تا روز قيامت به فرزندانم سلام برسان . »
( 4 ) عدهاى گفتهاند چون فاطمه بيمار شد ، ام ايمن و اسماء بنت عميس و على ( ع ) را بخواند و سه وصيت به على كرد :
نخست آن كه با امامة دختر خواهرش زينب ازدواج كند كه امامة فرزندان او را دوست مىداشت . آن حضرت فرمود :
« براى فرزندانم همچون من است » . در روايتى آمده است :
« فاطمه گفت : دختر خواهرم بر فرزندانم دلسوز و مهربان است . »
امامة دختر ابو العاص بن ربيع و همان كسى است كه روايت شده پيامبر در نماز بر دوشش مىگرفت . مادر او زينب دختر رسول خدا ( ص ) بود . چون فاطمه از دنيا رفت ، على ( ع ) بنا به وصيت آن حضرت با امامة ازدواج كرد و از همين رو بود كه فرمود :
« چهار كساند كه از دورى آنها چاره و راهى نيست . » و يكى از آن چهار تن را امامة ذكر كرد و فرمود :
« فاطمه ازدواج با او را به من وصيت كرده بود . »
( 5 ) دوم آن كه تابوتى براى او مهيا كند و سپس به شرح ويژگيهاى آن پرداخت . در روايتى آمده است : « اسماء بنت عميس به فاطمه عرض كرد : من هنگامى كه در ديار حبشه بودم ، ديدم كه ( براى مردگان ) چيزى مىسازند . پس اگر نظر تو را جلب مىكند مانند آن را برايت بسازم . پس