تابوت بود .
( 1 ) اسماء گفت : پس از ديدن تابوت فاطمه تبسم كرد در حالى كه من او را پس از مرگ پدرش تا آن هنگام خندان نديده بودم . ( آرى كه اشياء با ضد خود متمايز مىشوند ) . »
( 2 ) سوم آن كه هيچ كس از افرادى كه فاطمه نسبت به آنها خشمگين بود بر جنازهاش حاضر نشوند و نگذارند كه بر جنازهاش نماز بخوانند و شبانه ، هنگامى كه ديدگان آرام مىگيرند و به خواب مىروند ، او را به خاك سپارند و مزارش را پنهان دارند .
( 3 ) از جمله وصاياى ديگر آن حضرت به على ( ع ) آن بود كه وى را با مقدار اضافى حنوطى كه از رسول خدا ( ص ) بر جاى مانده و چهل درهم بود ، حنوط كنند . پيامبر خود اين حنوط را سه قسمت كرده بود . قسمتى براى خود ، قسمتى براى على و قسمتى براى فاطمه . و ديگر اين كه وى را در جامهاش غسل دهد و او را برهنه نكند زيرا او خود اندكى پيش از وفاتش غسل كرده و خود را پاك و نظيف ساخته و لباسهاى نو و تازهاش را در بر كرده بود . از همين روست كه برخى گمان بردهاند كه فاطمه گفته است مرا با همين غسل ، دفن كن . ( اين نظر چنان كه بعدا هم خواهيم گفت ، نادرست است . )
( 4 ) در روايتى است كه فاطمه ( س ) وصيت كرد براى هر يك از زنان پيغمبر دوازده اوقيه ( هر اوقيه برابر چهل درهم ) و براى زنان بنى هاشم نيز همين مقدار بدهند و نيز براى امامة دختر خواهرش ، زينب ، نيز مقدارى پول وصيت فرمود .
( 5 ) ابن عبد البر در استيعاب روايت كرده است كه :
« فاطمه ( س ) به اسماء بنت عميس فرمود : هنگامى كه مردم تو و على مرا غسل دهيد و مگذار كس ديگرى بر من وارد شود . »
ابو نعيم اصفهانى هم در حلية الاولياء نظير همين روايت را آورده و گفته است :
« چون فاطمه بمرد ، على و اسماء او را غسل دادند . »
ابن سعد در طبقات به سند خود از ابو رافع از سلمى ، و نيز مؤلف الاصابة از ابن سعد و احمد بن حنبل در حديثى از ام رافع نقل كردهاند كه گفتند :
« فاطمه بيمار شد و چون روزى كه در آن بمرد فرا رسيد ، نزد من بيرون آمد و گفت : اى مادر بر من آب براى غسل كردن بريز . من برايش آب ريختم . او نيز به بهترين شكل غسل كرد . و سپس فرمود : جامههاى تازهام را بياور . برايش بردم و او آنها را در بر كرد ، سپس فرمود : بستر مرا در وسط اتاق بگستر ، من چنين كردم . فاطمه بر بستر دراز كشيد و رو به قبله خوابيد و سپس به من
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 103
مساهمون: على حجت كرمانى
ص١٠٣