تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
فرمود : اى مادر من هم اينك قبض روح مىشوم و خود غسل كرده‌ام ، پس هيچ كس نبايد مرا برهنه سازد و سپس دنيا را بدرود گفت . » ( 1 ) ابو نعيم اصفهانى در كتاب حلية الاولياء گويد : « چون وفات فاطمه نزديك شد به على دستور داد كه اسباب غسل او را مهيا كند ، پس خود غسل و طهارت كرد و خواستار كفنهايش شد . جامه‌هايى خشن برايش آوردند . آنها را در بر كرد و دست به حنوط سود ، سپس به على ( ع ) فرمود كه چون بميرد او را برهنه نكند و همان گونه وى را با جامه‌هايش به خاك سپارد . » ظاهرا غسلى كه آن حضرت صلوات الله عليه فرمود ، از براى تنظيف و تطهير بود تا پس از وفاتش وى را پاك و طاهر در لباسهايش غسل دهند و برهنه‌اش نكنند . زيرا اين كار به ستر و پوشيدگى نزديك تر بود و كسى كه مىخواست وى را غسل دهد ، كارش آسان تر مىشد . اما اگر بگوييم غسلى كه فاطمه كرد غسل ميت بود ، سخن درستى نيست ، زيرا نمىتوان غسل ميت را پيش از مرگ انجام داد . برخى توهّم كرده‌اند كه اين غسل ، غسل ميّت بوده است اما اين انديشه درست نيست . ( 2 ) چون فاطمه وفات يافت ، مردم مدينه يك صدا فرياد بر آوردند . زنان بنى هاشم در خانهء فاطمه گرد آمدند و يك صدا مىگريستند . نزديك بود مدينه از بانگ و شيون آنها به لرزه در آيد . آنان مىگفتند : اى سرورا ! اى دختر رسول خدا . مردم همچون گلّه‌هاى اسب به سوى على ( ع ) روى كردند . آن حضرت نشسته بود در حالى كه حسن و حسين ( ع ) پيش رويش بودند و مىگريستند . مردم از گريهء آنها گريستند . ام كلثوم كه روبندى به چهره داشت و ردايى در بر كرده بود ، بيرون آمد و مىگريست و مىگفت : اى پدر ! اى رسول خدا ! اينك به حقيقت تو را از دست داديم و ديگر هيچ‌گاه ديدارت نخواهيم كرد . مردم جمع آمدند و نشستند . آنان اميدوار بودند و انتظار مىكشيدند كه جنازه بيرون آيد تا بر آن نماز گزارند ، اما ابو ذر بيرون آمد و به آنان گفت : بر گرديد كه دختر رسول خدا ! بيرون بردنش در اين شب را به تأخير انداخته است . مردم برخاستند و رفتند . ( 3 ) در كتاب روضة الواعظين آمده است : « فاطمه ( س ) پس از وفات پدرش همواره اندوهگين و غمزده و محزون و دردمند و دل‌شكسته و