فصل در ذكر بيعت خلايق با آن ولى حضرت خالق عليه السلام
در نوزدهم ماه ذى الحجهء سال سى و پنجم از هجرت ، مردمان با امير المؤمنين - عليه السلام - بيعت كردند . اوّل كسى كه بيعت كرد طلحه بود ؛ بعد از آن زبير بيعت نمود ؛ آنگاه ساير مهاجر و انصار و غير ايشان از اهالى بلاد و امصار . پس طلحه و زبير عهد شكستند و به مكّه رفته عايشه را با لشكر [ به ] بصره بردند ، و اكثر اهل بصره با ايشان يار شدند ، و حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - عزيمت بصره نموده ، با نهصد كس از مدينه نهضت فرمود ، و از اهل كوفه هفده هزار كس در منزل ذى قار به معسكر ظفر اثر صاحب ذو الفقار پيوستند و هر چند حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - طايفهء ناكثين را نصيحت نمود ، فايده نكرد و فرقهء ضالّه در مخالفت اصرار نمودند ، تا نايرهء قتال در التهاب و اشتعال آمده ، تمام آن دشت از خون مخالفان لالهگون گشت . زبير از آن جنگگاه گريخته به وادى السّباع رسيد ، و مردى از بنى تميم عمرو بن جرموز نام به قتل او اقدام نمود .
و طلحه چون از آن معركه عزيمت هزيمت نمود ، مروان حكم كه به سبب قتل عثمان كينهء ديرينهء او در دل داشت ، به تيرى پاى او را به دوال ركاب دوخت و طلحه از آن رزمگاه به وسيلهء مركب بدر رفته به خرابهاى رسيد . غلامى كه رديف او شده بود و او را در بغل داشت در آن خرابه او را از مركب فرود آورد ، و در همان موضع جغد روحش از خرابهء تن رميده در زاويهء هاويه نشيمن گرفت . و محمّد بن ابى بكر به اشارت امير المؤمنين - عليه السلام - خواهر خود عايشه را به شهر برده ، در خانهء عبد اللّه بن خلف خزاعى كه از اكابر بصره و از كشتهگان آن معركه بود جاى داد . بعد از چند روز حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - او را به مدينه فرستاد .
به روايت صاحب « كشف الغمّه » در آن جنگ از سپاه مخالف شانزده هزار و هفتصد و نود كس كشته شده بود . و به صحّت پيوسته كه اين