تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس المؤمنين ( فارسي ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤

را بكشم ، ديگر كسى بر ما اعتماد نكند ، و مردمان ما را سرزنش كرده گويند : كسى را كشتند كه در تقويت دولت ايشان سعى تمام نموده بود . ابو مسلم گمان برد كه سفّاح امارت حاج را به او دهد ؛ سفّاح ابو جعفر را امير حاج گردانيد . اين معنى موجب ازدياد رنجش ابو مسلم گرديد . پس روى به مكّه آوردند . در اين رفتن از هر منزل كه ابو جعفر كوچ مىكرد ابو مسلم فرود مىآمد تا آب وفا كند . « 35 » و در آن ايّام كه در مكّه بودند ، ابو مسلم سفّاح را به ظلم نسبت مىداد و مىگفت : ظالمى را بر مسلمانان گماشته‌ام ، و غرضش آنكه مردم از سفّاح رغبت بگردانند ؛ و از براى آنكه مردم را به خويش مايل گرداند ، و دلها بدست آورد ، خلق را اطعام مىنمود . چون از مكّه مراجعت نمودند ، در راه خبر فوت سفّاح رسيد . سيزدهم ذى الحجّه سال صد و سى و ششم بود از هجرت ، كه سفّاح به جهنّم پيوست . مدّت سلطنتش چهار سال و نه ماه بود . در وقت مردن ديگر باره وصيّت كرد كه بعد از من ، ابو جعفر امام و خليفه است . و چون در وقت برگشتن ، همه جا يك منزل ابو مسلم از ابو جعفر در پيش بود ، نخست اين خبر به ابو مسلم رسيد . رسولى به ابو جعفر فرستاده او را تعزيت نمود ؛ امّا تهنيت خلافت نگفت ، و در عنوان نامه‌اى كه به او فرستاد ، نوشته بود كه : « من ابى مسلم الى أبى جعفر » رنجش ابو جعفر از اين رهگذر متزايد گشت . ابو مسلم به تعجيل تمام به شهر انبار درآمده ، خواست كه خلافت را به موسى بن عيسى كه پسر عم ابو جعفر بود بدهد و با او بيعت كند . او قبول نكرد و گفت : اگر سفّاح مرا ولىعهد ساخته بود ، با وجود ابو جعفر به خلافت راضى نمىشدم . اكنون در حق او وصيّت كرده ، چگونه قبول كنم ؟ و موسى بن عيسى مذكور از مردم به جهت ابو جعفر بيعت گرفت . گفته‌اند كه تكليف نمودن ابو مسلم موسى بن عيسى را به خلافت به سبب آن بود كه نمىخواست كه خلافت بر ابو جعفر قرار گيرد . چه مىدانست كه از او انتزاع نمودن مشكل روى خواهد داد و مىانديشيد كه اگر مردم را به بيعت خود تكليف نمايد ، شايد كه با قلّت اعوان و انصار ، آن امر را

هامش
( 35 ) « تاريخ گزيده » ص 292 .