تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس المؤمنين ( فارسي ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
راضى بوده . پس احتمال دارد كه اظهار رضا نكرده باشد از خوف توبيخ مردمان . و به تحقيق كه مشهور بود بسيارى احسان ابو سلمهء خلّال نسبت به بنى عبّاس . ابو جعفر دوانيقى و داود بن على در باب قتل ابو سلمهء خلّال با سفّاح سخن گفته ، در كشتن او مبالغه نمودند . سفّاح از قتل او امتناع نموده گفت : من فراموش نمىكنم نيكوييهايى را كه ابو سلمهء خلّال با ما كرده ، و بلاهايى را كه در راه ما كشيده ، به فريبى كه از شيطان خورده . مسعودى - عليه الرّحمة - آورده كه سفّاح در جواب ابو جعفر و داود بن على گفت : « ما كنت لأفسد كثير احسانه و عظيم بلائه و صالح ايّامه بزلّة كانت منه و هى خطرة من خطرات الشيطان و غفلة من غفلات الانسان » . پس چون خبر به ابو مسلم رسيد كه سفّاح ابو سلمهء خلّال را نكشت ، يكى از سرهنگان خود را با جمعى فرستاد تا ابو سلمهء خلّال را در شبى كه تنها از مجلس سفّاح بيرون آمده بود كشتند ؛ و چون خبر قتل او به سفّاح رسيد گفت ، شعر :
الى النّار فليذهب و من كان مثله * على أىّ شىء فاتنا منه نأسف
يعنى : به دوزخ مىرود ابو سلمهء خلّال و هر كس كه مانند اوست ؛ چه چيز فوت شده از ما كه ما بر آن متأسّف باشيم ؟ مرادش اينكه ما را از كشته شدن ابو سلمهء خلّال تأسّف نيست ، و او به دوزخ مىرود ، به سبب آنكه ميل به امام جعفر - عليه السلام - كرده بود ، و هر كس كه مانند ابو سلمهء خلّال ميل به امام جعفر - عليه السلام - كند ، او نيز به دوزخ مىرود . پس نظر كن اى عزيز در حال ابو مسلم مروزى ، كه صاحب اينطور شعرى را امام و خليفه مىدانست و او را امير المؤمنين مىگفت ، و ملاحظه نماى كه عنادش با اهل بيت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - تا به چه مرتبه بود كه به سبب كتابتى كه ابو سلمهء خلّال به حضرت امام جعفر - عليه السلام - فرستاد ، اين همه سعى در قتل او نمود . بعد از آن ، سفّاح ابو جعفر دوانيقى را به خراسان فرستاد كه از براى او به تجديد از داعيان و معارف آن حدود بيعت بگيرد . ابو جعفر چون به مرو