تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس المؤمنين ( فارسي ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
به روايت على بن الحسين مسعودى - رحمه اللّه - شب جمعهء چهاردهم ربيع الاول سال صد و سى و دويم بود از هجرت ، كه لشكر خراسان و مردم كوفه با سفّاح بيعت كردند . پس از خروج ابو مسلم تا پادشاه شدن سفّاح ، دو سال و پنج ماه و هيجده روز بوده باشد . امّا بعد از عقد بيعت ، سفّاح به مسجد رفت و بر منبر برآمده ، ايستاده خطبه خواند به خلاف بنى اميّه ؛ و چون ضعفى داشت داود بن على كه عم او بود بر منبر برآمد و يك پايه پست‌تر از او ايستاده خطبه تمام كرد و گفت : اى اهل كوفه هيچ خليفه‌اى بعد از پيغمبر پاى بر اين منبر ننهاده مگر علىّ بن ابى طالب ، و اين امام كه بر اين منبر است . چون مذهب آل عبّاس در آن وقت آن بود كه بعد از پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - امير المؤمنين - عليه السلام - و بعد از او محمّد بن الحنفيّه و بعد از او پسر او ابو هاشم و بعد از او علىّ بن عبد اللّه بن العبّاس و بعد از او محمّد بن على و بعد از او ابراهيم بن محمّد و بعد از او سفّاح امام است ؛ چنان كه سابقا مذكور گشت . و آنچنان كه انكار امامت امام حسن - عليه السلام - كه مكرّر بر آن منبر برآمده بود مىنمودند ، منكر امامت امام حسين و امام زين العابدين و امام محمّد باقر و امام جعفر صادق - عليهم السّلام - نيز بودند . پس سفّاح و داود بن على از منبر به زير آمده ، به دار الاماره رفتند ؛ و ابو جعفر دوانيقى كه برادر سفّاح بود ، تا نماز عصر به اخذ بيعت اشتغال نمود . روز ديگر سفّاح با حسن قحطبه و برادرش حميد بن قحطبه و ابو سلمهء خلّال به لشكرگاه رفت و امارت كوفه را به عم خود داود بن على داد ، و عم ديگرش عبد اللّه بن على را امير لشكر ساخته ، مقرّر كرد كه عبد اللّه مذكور با جمعى از اخوانش و با ابو عون مرغزى به جنگ مروان حمار روى آورند . ايشان متوجّه حرّان شدند ، و مروان حمار از حرّان بيرون آمده در موضع « زاب » تلاقى فئتين دست داد . پس لشكر مروان منهزم گشتند ؛ مروان چون حال بر آن منوال ديد ، راه گريز در پيش گرفته مىرفت و لشكر عبد اللّه بن على او را تعاقب مىنمودند ؛ تا عاقبت در ذىقعده همان سال ، يعنى سال صد و سى و دويم از