تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس المؤمنين ( فارسي ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥

فصل در ذكر واقعات زمان آن قدوهء اصحاب نجات عليه الصّلوات و التّحيّات

در سال صد و شانزدهم از هجرت ، هشام بن عبد الملك امارت خراسان را به عاصم بن عبد اللّه داد ؛ و در سال صد و هفدهم او را معزول ساخته ، امارت آن ولايت را به اسد بن عبد اللّه قشيرى داد ؛ و در سال صد و بيستم اسد ابن عبد اللّه فوت شد . پس هشام منشور امارت خراسان و خوارزم و ما وراء النّهر به نام نصر بن سيّار نوشته از براى او به خراسان فرستاد ، و نصر سيّار بر شهرهاى آن سه ولايت مردم ضابط كاردان گماشت ، و تا زمان مروان حمار ، نصر سيّار حاكم آن بلاد و امصار بود . و در سال صد و بيست و يكم ، شاهزاده زيد بن علىّ بن الحسين ابن علىّ بن ابى طالب - عليهم السلام - را در كوفه شهيد كردند ، و هشام عنيد در روز ششم ربيع الاوّل سال صد و بيست و پنجم از هجرت به زندان جحيم و عذاب اليم گرفتار گرديد . آنگاه وليد بن عبد الملك به جاى او نشست . و در آن سال شاهزاده يحيى بن زيد بن على بن الحسين بن علىّ بن ابى طالب - عليهم السّلام - را مسلم بن احوز مازنى در جوزجان به حكم نصر سيّار شهيد كرده ، سر آن شاهزادهء بزرگوار را به پيش نصر سيّار فرستاد ، و تن او را با تن دو كس از يارانش در همان موضع در دار آويخت . گويند كه چون ابو مسلم مروزى بر خراسان تسلّط يافت ، فرستاد كه تن ايشان را از دار فرود آورده ، در خاك كردند . متوهّم مغالطى از اين روايت ، و از آنچه صاحب « اعلام الورى » از صاحب كتاب « نوادر الحكمة » نقل كرده كه او در كتابش روايت كرده « 4 » از به كار بن ابى به كار واسطى ، كه او گفت : « كنت عند أبى عبد اللّه - عليه السلام - اذ أقبل رجل فسلّم ثم قبّل رأس أبى عبد اللّه - عليه السلام - ، قال فمس أبو عبد اللّه ثيابه و قال : ما رأيت كاليوم ثيابا

هامش
( 4 ) « اعلام الورى » چاپ مكتبهء علميهء اسلاميّه 1338 ه ص 272 .