تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس المؤمنين ( فارسي ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
عبد اللّه بن عبّاس ، و عبد اللّه بن حسن مثنّى ، و پسران او محمّد بن عبد اللّه و ابراهيم بن عبد اللّه . پس در آن هنگام ، با محمّد بن عبد اللّه بن حسن مثنّى بيعت كردند و كس به طلب حضرت امام جعفر - عليه السلام - فرستادند كه شايد آن حضرت نيز بيعت كند . چون حضرت امام - عليه السلام - حاضر گرديد ، عبد اللّه بن حسن آن حضرت را در پهلوى خود جاى داد . پس آن جناب سبب اجتماع پرسيد . باعث فراهم آمدن و با محمّد بيعت كردن و آن حضرت را طلب داشتن باز نمودند . امام - عليه السلام - فرمود كه اين امر بر او قرار نمىگيرد و دست بر كتف ابو العبّاس سفّاح زده فرمود كه : « بلكه بر اين و برادر و فرزندان برادرش قرار خواهد يافت » و با عبد اللّه بن حسن گفت كه پسران تو ، محمّد و ابراهيم ، كشته خواهند شد . و اين حكايتى است مشهور ، و اكثر علماى شيعه و جمهور به اندك اختلاف عبارتى در مؤلّفات خود ايراد نموده‌اند . و به صحّت رسيده كه چون ابراهيم بن محمّد بن على بن عبد اللّه بن عبّاس ، ابو مسلم مروزى را به دعوت خراسان فرستاد ، مروان ابراهيم را كشت [ و ] خلافت بر سفّاح قرار گرفت . و چون سفّاح هلاك شد ، برادرش ابو جعفر دوانيقى بر جاى او نشست ، و با آنكه در بيعت محمّد بن عبد اللّه بن حسن مثنّى بود ، محمد را با برادرش ابراهيم به قتل رسانيدند . پس حقيقت آنچه آن حضرت فرموده بود ظاهر گرديد . ديگر ، روايت است از داود رقّى كه گفت در زمان خلافت ابو جعفر دوانيقى نزد امام جعفر - عليه السلام - رفتم و گفتم : جانم فداى تو باد ! عدد طهارت چند است ؟ آن حضرت فرمود كه آنچه خداى تعالى واجب گردانيده يكى ، و رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - يكى به آن اضافه كرده است ، و هر كه به سه آب وضو كند ، او را نماز نباشد . من با آن حضرت در اين سخن بودم كه داود رزين درآمد و در گوشه‌اى بنشست و از آن حضرت پرسيد آنچه من پرسيده بودم . آن حضرت فرمود كه ترا به سه آب وضو بايد كرد و پاى بايد شست و اگر از آن كم كنى ، تو را نماز نيست . داود رقّى گويد كه لرزه‌اى بر
أنيس المؤمنين ( فارسي ) — صفحة 133 | محمد بن اسحاق بن محمد الحموي