تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس المؤمنين ( فارسي ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
خداى تعالى مرا به اين عذاب گرفتار كرده . تو تولّا به اهل بيت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - [ مىكردى ] ، من تو را دشمنى مىكردم و مال خود را از تو پنهان مىداشتم . اكنون من ندامت مىخورم . آنگاه گفت برو و فلان موضع را بكن و آن مال را بردار ؛ صد و پنجاه هزار دينار است . پنجاه هزار دينار به محمّد بن علىّ بن الحسين ده ، و باقى خود صرف كن . بعد از آن رخصت گرفته متوجّه ديار خود شد . ابو عيينه گويد يك سال بر آن بگذشت ، از آن حضرت احوال او را پرسيدم ، فرمود كه سه روز قبل از اين آمد و آن پنجاه هزار دينار را آورد . بعضى از آن را در اداى دين خود صرف كردم ، و بعضى را به بهاى زمينى دادم ، و باقى را به اهل بيت و خويشان و دوستان خود رسانيدم . معجزات آن حضرت بسيار است ، و تفصيل كرامات و خوارق عادت هر يك از ائمّهء معصومين - عليهم السلام - را مجلّدات بايد . پس در اين مختصر گنجايش تمامى آن كجا باشد ؟ لهذا به دو سه كلمه از هر باب اختصار كرده مىشود . و السّلام .

فصل در ذكر بعضى از وقايع زمان آن مرشد اركان ايمان

در بيست و پنجم رمضان سال نود و پنجم از هجرت ، حجّاج بن يوسف ثقفى - عليه اللّعنه - به جهنّم پيوست . و در ماه جمادى الآخر سال نود و ششم ، وليد بن عبد الملك بن مروان به عذاب جاودان و اصل گرديد ، و برادرش سليمان بن عبد الملك بر تخت نشست و در بيستم صفر سال نود و نهم به زندان نكال انتقال كرد ، و عمر بن عبد العزيز بن مروان بر جاى او قرار گرفت . و او به اعمال حميده و اوصاف پسنديده موصوف بود ، و توقير و تعظيم حضرت امام محمّد باقر - عليه السلام - به جاى مىآورد ، و با ساير بنى هاشم نيكويى مىنمود ، و فدك را كه تا آن زمان در تصرّف بنى اميّه بود ، به بنى فاطمه رد