تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس المؤمنين ( فارسي ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
آنگاه يزيد و اتباعش امام - عليه السلام - را از منبر فرود آوردند . پس آن حضرت مخدّرات پردهء عصمت را با سرهاى شهدا برداشته ، عازم كربلا گرديد . و در روز بيستم صفر همان سال سر مطهّر حضرت امام حسين - عليه السلام - را با بدن مباركش انضمام داد . منقول است از حضرت امام حسن عسكرى - عليه السلام - كه آن حضرت فرمود كه علامات مؤمن پنج است : در حال سجده روى بر خاك ماليدن ، و انگشترى در دست راست كردن ، و در شبانه روزى پنجاه و يك ركعت نماز از فرض و سنّت گزاردن ، و بسم اللّه الرّحمن الرّحيم در نماز به جهر گفتن ، و زيارت اربعين كردن . در اين روز زيارت حضرت امام حسين - عليه السلام - ثواب بىشمار و اجر بسيار دارد ؛ خواه از دور زيارت كند ، و خواه از نزديك . و در همان سال ، يزيد ملعون امارت عراقين و فارس و كرمان و خراسان را به مكافات قتل امام حسين - عليه السلام - به عبيد اللّه زياد لعين داد . و در همان سال ، عبد اللّه بن زبير در مكّه دعواى امامت و خلافت نمود ، اكثر اهل مكّه با او بيعت كردند ، و اهل مدينه عبد اللّه بن غسيل الملائكه را بر خود امير ساختند . و در سال شصت و سيّم به حكم يزيد مسلم بن عقبه - كه آخر به سبب اسرافى كه در خون ريختن از او بديد [ ند ] او را مسرف بن عقبه گفتند - به مدينه آمده ، سه شبانه روز قتل عام كرد ، و بعد از سه روز بازماندگان را امان داد . بعد از امان دادن جمعى كثير از ايشان را به قتل رسانيد و طلب حضرت امام زين العابدين - عليه السلام - كرد كه آن حضرت را شهيد كند . آن حضرت به مجلس آن ملعون رفت ، و در وقت رفتن اين دعا را قرائت فرمود ، و دعا اين است : رب كم من نعمة أنعمت بها علىّ قل لك عندها شكرى و كم من بليّة ابتليتنى بها قل لك عندها صبرى فيا من قل عند نعمته شكرى فلم يحرمنى و يا من قل عند بلائه صبرى فلم يخذلنى يا ذا المعروف الّذى لا ينقطع أبدا و يا ذا النّعماء الّتى لا تحصى عددا صل على محمّد و آل محمّد و ادفع عنّى
أنيس المؤمنين ( فارسي ) — صفحة 115 | محمد بن اسحاق بن محمد الحموي