تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس المؤمنين ( فارسي ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
اصحاب عقبه و از مشاهير منافقين بود از كشور حيات رخت به دركات كشيد ، و امارت كوفه مانند حكومت بصره بر زياد بن أبيه قرار گرفت . و در سال پنجاه و يكم معاويهء لعين حجر بن عدى كندى را كه از خواص اصحاب حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - بود ، با جمعى از شيعه شهيد كرد . و در سال پنجاه و سيّم زياد بن أبيه به زندان هاويه گرفتار شد ، و معاويه بصره را به پسر او عبيد اللّه بن زياد داد . و در سال پنجاه و ششم معاويه يزيد ملعون را ولى عهد [ گردانيد ] و از مردمان براى او طلب بيعت كرد . و در سال پنجاه و هشتم عايشه را در چاه افكنده هلاك گردانيد . و در سال شصتم از هجرت [ معاويه ] بيمار شده ، و در رجب همان سال در قعر هاويه مأوى گرفت ، و در همان ايّام يزيد پليد نامه‌اى به وليد بن عتبة بن ابى سفيان كه ابن عم او و حاكم مدينه بود فرستاد كه از اهل مدينه بيعت براى او بستاند ؛ و نامه‌اى ديگر در نهايت اختصار علىحده به او ارسال نمود ، مشعر به آنكه از حسين بن على و عبد الرّحمن بن ابى بكر و عبد اللّه ابن عمر بن خطّاب و عبد اللّه بن زبير به جهت من بيعت بگير ، و اگر بيعت نكنند سر ايشان را نزد من فرست . و در بيعت گرفتن از حضرت امام حسين - عليه السلام - مبالغه بيشتر كرده بود . و همچنين تأكيد تمام نموده كه اگر حسين بن على بيعت نكند البتّه بايد كه او را به قتل رسانيده سرش را به نزد من فرستى ، و به هيچ وجه او را امان ندهى . چون نامه به وليد رسيد گفت مرا با سبط رسول خدا چه كار ؟ و مروان حكم را طلبيده با او در آن باب مشورت نمود . مروان گفت پيش از آنكه خبر فوت معاويه بشنوند هر چهار را طلبيده به بيعت يزيد تكليف كن . اگر امتناع نمايند فورا به قتل ايشان مبادرت نماى ، و اگر در كشتن عبد اللّه بن عمرو عبد الرّحمن بن ابى بكر تهاون نمايى سهل است ، زيرا كه از جانب ايشان چندان خوفى نيست ، امّا بايد كه در كشتن حسين بن على و عبد اللّه بن زبير