فايدهاى از آن امام براى ما وجود ندارد ، بازهم اين نكته قبيح نيست چرا كه ما خود مىدانيم علت غيبت آن حضرت ترس از ستمگران است .
شبههء ششم : اگر غيبت امام زمان ( ع ) به خاطر خوف از مردم جايز باشد ، آن هم به طورى كه دست هيچ كس به دامان او نرسد و منافع وجودى وى منتفى گردد ، پس او مىتواند معدوم يا مرده باشد تا گاهى كه خداوند بداند كه مردم از وى اطاعت مىكنند آنگاه او را وجود بخشد يا زنده سازد همچنان كه اكنون در پردهء غيبت به سر مىبرد و اگر خداوند بداند كه مردم از وى تمكين مىكنند او را ظاهر مىسازد .
پاسخ : اولا : ما قطع نداريم كه دست هيچ كس به دامان او نمىرسد . اين مسألهاى نامعلوم است و نمىتوان آن را قاطعانه ادعا كرد . طبرى نيز در اعلام الورى همين مطلب را نقل كرده است . اما رواياتى وارد شده مبنى بر عدم رؤيت امام ( ع ) پس از غيبت صغرى . بنابراين اگر ما به اين روايات عمل كنيم نمىتوانيم پاسخ فوق را در برابر اين شبهه مطرح سازيم . برخى نيز اين روايات را چنين تأويل كردهاند كه مراد از نفى رؤيت آن است كه كسى دقيقا نداند كه شخصى را كه ديده همان امام زمان ( ع ) است .
ثانيا : با توجه به دلايل قاطع عقلى و نقلى كه بر عدم جواز خلو عصر از وجود امام ( ع ) دلالت مىكرد ، معدوم بودن آن حضرت وجهى ندارد . بلكه بر خداوند است كه امامى براى مردم تعيين كند و به وسيلهء او حجت را بر آنان تمام سازد و عذر و بهانهء آنان را منتفى كند .
بنابراين اگر برخوردارى مردم از وجود امام زمان ( ع ) به سببى كه مربوط به خود ايشان است ، فوت شد اين امر خللى در تماميت حجت وارد نمىآورد بلكه حجت همچنان ملازم ايشان است . زيرا اگر او بترسد و خودش را از مردم پنهان دارد ، از ميان رفتن مصلحت منسوب به خود مردم مىباشد و هم آنانند كه مستحق ملامت و سرزنش و بازخواست به خاطر غيبت آن حضرت ، مىشوند . و قرار ندادن امام براى آنان ، جايز نيست حتى اگر خداوند بداند كه اگر امامى براى آنان قرار دهد مردم موجبات خوف او را فراهم مىسازند يا وى را مىكشند . زيرا بدون نصب امام ، حجت بر مردم تمام نمىشود بلكه حجت در آنچه از مصالح بندگان فوت مىشود بر خداوند لازم مىآيد چون آنچه از مصالح فوت مىشود ، به خداوند نسبت داده مىشود و بر خداوند جايز نيست كه چنين فعلى مرتكب شود در حالى كه حجت بالغه از آن خداست . علاوه بر اين ، ما معتقديم كه در وجود امام زمان ( ع ) در حال غيبت منافعى وجود دارد كه در حالت عدم وى ، موجود نيست . چنان كه ما اين نكته را در جواب شبههء پنجم مورد اشاره قرار دادهايم .
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 335
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٣٣٥