تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
پاسخ : خداوند تعالى بر همه چيز تواناست . و از امام زمان ( ع ) محافظت كرده و بدانچه موجب جبر و الجاء نشود او را نگه داشته است . زيرا آنچه كه موجب جبر و الجاء شود ، انجام دادنش بر خدا واجب نيست . و اگر تكليف در كار باشد ، اجبار جايز نيست . زيرا شرط تكليف ، قدرت است و اجبار آن را مرتفع مىسازد . شبههء چهارم : چگونه ممكن است شخصى با همين بدن به طور زنده در سردابى باشد و مردم را ببيند اما مردم او را نبينند ؟ چه كسى آب و غذا براى او مىآورد و نيازهايش را بر طرف مىسازد ؟ پاسخ : اين نشانه نادانى است اگر كسى بگويد شيعه معتقد است كه مهدى در سردابى در سر من راى زندگى مىكند و مردم را مىبيند و آنان هم وى را مىبينند ولى نمىشناسندش . در صفحات پيش از امام صادق ( ع ) حديثى نقل كرديم كه اين استبعاد را مرتفع مىساخت . آن حضرت فرموده بود : برادران يوسف ، وى را مورد خريدوفروش قرار دادند و با وى سخن گفتند اما تا وقتى يوسف خود را به آنان معرفى نكرد ، ايشان او را نشناختند . امام صادق ( ع ) مىفرمايد : اين امت چرا منكر مىشوند كه خداوند با حجت خويش آن كند كه با يوسف كرد ، امام زمان ( ع ) در بازارهايشان مىرود و بر بساط شان قدم مىنهد ، ولى آنان وى را نمىشناسند تا آنكه خداوند به وى اجازه مىدهد تا خود را معرفى كند . چنان كه به يوسف اين اجازه را داد . و در روايتى ديگر آن حضرت فرموده است : در صاحب الامر ( ع ) چند سنت از پيامبران وجود دارد . . . اما سنت آن حضرت از يوسف ، پرده‌اى است كه خداوند ميان او و مردم كشيده . آنان وى را مىبينند اما به جاى نمىآورند . شبهه‌اى در مورد شيعه رواج يافته مبنى بر آنكه شيعيان معتقدند كه مهدى در سردابى در سر من راى زندگى مىكند . آنان به زيارت وى در اين سرداب مىروند و بدان تبرك مىجويند و در آنجا نماز مىگزارند . اينان در اينكه مهدى در سرداب به سر مىبرد دچار توهم شده‌اند . برخى نيز به دروغ بر شيعه بسته‌اند كه اينان هر جمعه با سلاح و سپاه در برابر در اين سرداب مىآيند و فرياد مىزنند : اى مولاى ما به سوى ما آى . ناقل اين سخن گفته است : اين سرداب در حلّه است . آنگاه وى پس از نقل اين ماجرا شيعيان را به باد نكوهش و انتقاد گرفته و آنان را به نابخردى و سبكسرى منسوب داشته است . البته بستن چنين دروغهايى بر شيعه شگفت‌آور نيست . آنچه اين گوينده به دروغ اظهار كرده ما نه ديده و نه از كسى جز او شنيده‌ايم . اين گوينده يا اين سخن را از دهان دشمنان گرفته و يا آنكه اين دروغ را از پيش خود