تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
اندكى ممكن است براى ديدن ادعاى اين فرد در آنجا حاضر نشوند . حال وقتى كه مردم در آن موعد معين حضور يافتند و به چشم خود ديدند كه آن مرد واقعا مىتواند روى آب راه رود ، آن مرد بديشان بگويد : فردا هم مىخواهد همين كار را انجام دهد آيا مردم روز بعد مانند روز اول براى ديدن هنرنمايى او گرد مىآيند ؟ بىشك شمار حاضران در روز بعد كمتر از روز اول است و بدين ترتيب روز سوم و روزهاى بعد تماشاگران كمترى براى ديدن كار او در آن مكان حاضر مىشوند . حال اگر اين عمل مرتبا توسط او تكرار شود ، ديگر كسى به ديدهء شگفتى بدان نمىنگرد و آن را غريب نمىشمرد . مسأله طول عمر امام مهدى ( ع ) نيز اين چنين است . يعنى از آنجا كه كمتر كسانى همچون او مدتى بدين درازى زيسته‌اند ، مردم از عمر بدين درازى دچار بهت و شگفتى شده‌اند . حال آنكه اگر به احوال معمران در قرون گذشته عنايت مىكردند ، استبعاد آنان در اين باره از ميان مىرفت . نگارنده : زمانى كه ما در دمشق بوديم اعلام كردند كه هواپيماى عثمانى مىخواهد به دمشق بيايد . مردم در آن زمان هيچ هواپيمايى نديده بودند از اين رو در شهر كسى نماند جز آنكه همه براى ديدن هواپيما دست از كار و زندگى شسته و بيرون رفته بودند . اما همين كه اين هواپيما براى بار دوم و سوم به دمشق آمد ، مسأله عادى و از شمار تماشاگران نيز كاسته شده بود به طورى كه امروزه هواپيماها مانند پرندگانى در آسمان رفت و آمد مىكنند و كسى به آنان نمىنگرد و از ديدن آنها به حيرت و شگفتى نمىافتد . شبههء دوم : علت غيبت امام زمان ( ع ) چيست ؟ و با توجه به نياز مردم به ظهور وى اين غيبت از چه حسنى برخوردار است ؟ و دليل اين غيبت طولانى كه حتى سبب انكار ولادت آن حضرت نيز گشته در چيست ؟ پاسخ : پس از آنكه با دلايل قاطعى كه برخى از آنها نقل شد ، وجوب نصب امام و انحصار عدد ائمه در دوازده تن را كه يكى از آنها نيز حضرت صاحب الزمان ( ع ) است كه اكنون در پس پردهء غيبت به سر مىبرد اثبات كرديم و دانستيم كه او با وجود برخوردارى از عصمت جز به خاطر انگيزه‌اى كه اقتضاى غيبت او را داشته و ضرورتى كه اين امر را پديد آورده غيبت كرده است . دانستن تمام جزئيات اين امر براى ما لازم نيست بلكه همچون آيات متشابه در قرآن در خصوص جبر و تشبيه مانند آيات « الرحمن على العرش استوى و جاء ربك » و امثال آنها مىباشد كه تنها بايد به آنها ايمان آوريم و بدانيم كه جبر و جسميت بر خداوند تعالى محال است و ما مىدانيم كه بر خلاف ظواهر اين آيات وجوه درست ديگرى هست كه با ادلهء عقلى سازگارى دارند اگر چه ما آن وجوه را به تفصيل نمىدانيم اما همان مقدار جزئى كه مىدانيم براى ايمان آوردن ما بدين آيات كافى است . همچنين ما دست به