تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠

آن را نمىدانيد ، دليلى است بر اينكه او به خوبى مىدانست كه يوسف زنده است و تنها براى امتحان و آزمايش او در پس پردهء غيبت نهان شده است . سپس صدوق به سند خود از امام صادق ( ع ) نقل كرده است كه فرمود : در ويژگيهاى قائم ( ع ) سنتى از يوسف ( ع ) است . . . : برادران يوسف همه از نوادگان و اولاد پيامبران بودند . ايشان در حالى كه برادران يوسف بودند و يوسف نيز برادرشان بود به بازار سوداگرى مىرفتند و با يوسف خريدوفروش مىكردند . اما يوسف را نشناختند تا آنكه يوسف خود گفت : من يوسف هستم و اين هم برادر من است . حال با اين وصف ، مردم چگونه باور نمىدارند كه خداوند عزّ و جل در وقتى از اوقات اراده فرمايد كه حجت خود را از آنان نهان كند . ملك مصر در اختيار يوسف بود و ميان او و پدرش هيجده « 34 » روز مسافت بود و اگر خداوند مىخواست جايگاه او را آشكار سازد قطعا بر اين كار توانا بود . هنگامى كه يعقوب بشارت يوسف ( ع ) را دريافت كرد ، همراه با پسرانش آن راه هيجده روزه را در عرض نه روز طى كردند و خود را به مصر رسانيدند . بنابراين ، چگونه اين امت باور نمىدارد كه خداوند تبارك و تعالى آنچه را كه با يوسف كرد با حجت خود نيز همان كند . يعنى حجتش در ميان مردم آمد و شد كند و در بازارهايشان راه رود و بر بساطشان حاضر شود اما آنان وى را نشناسند تا آنكه خداوند عزّ و جل به او فرمان دهد كه خود را به مردم معرفى كند چنان كه به يوسف نيز همين اجازه را داد آن هنگام كه يوسف به برادرانش گفت : آيا دانستيد با يوسف و برادرش چه كرديد چون نادان بوديد ؟ ! برادرانش گفتند : آيا خود تو يوسفى ؟ ! گفت : من يوسف هستم و اين برادر من است .

غيبت موسى ( ع )

شيخ صدوق به سند خود از حضرت زين العابدين ، از پدرش سيد الشهدا ، از پدرش على ( ع ) ، از پيامبر ( ص ) ، نقل كرده است كه فرمود : چون مرگ يوسف در رسيد ، پيروان و اهل بيتش را گرد آورد و ايشان را از سختىيى كه بدانان خواهد رسيد آگاه كرد و بديشان خبر داد كه در اين سختى مردان بسيارى كشته خواهند شد و شكمهاى زنان آبستن دريده مىشود و كودكان به قتل مىرسند تا آنكه خداوند ، حق را در قائمى از فرزندان لاوى بن يعقوب آشكار كند . او مردى است گندمگون و بلند . وى همچنين در روايتى از امام صادق ( ع ) نقل كرده است كه فرمود : يوسف به حاضران
هامش
( 34 ) صدوق قبلا گفته بود ميان يوسف و يعقوب نه روز مسافت بوده است و اين گفته با روايت و آنچه ديده شده مخالفت دارد . شايد مراد صدوق آن بوده است كه قطع اين مسافت در نه روز هم امكان‌پذير بوده ، چنان كه در اين روايت نيز بدان اشاره شده است . ( مؤلف ) .