تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
قيام به سيرت او و بيان آثار اوست آنگاه شمشيرش را به مدت هشت ماه بر شانه‌اش مىگذارد و چنان از دشمنان خدا مىكشد كه خداوند از وى راضى و خشنود مىشود . پرسيده شد : او چگونه مىداند كه خداوند از او راضى شده است ؟ فرمود : خداوند در قلب او رأفت و رحمت مىافكند .

غيبتهاى پيامبران

شيخ صدوق در كتاب اكمال الدين مىنويسد : نخستين غيبت ، از ادريس پيامبر ( ع ) است . اين غيبت بسيار مشهور است و تا آنجا ادامه يافت كه خورد و خوراك بر پيروانش تنگ شد و فرمانرواى ستمگر حاكم بر آنان شمارى از ايشان را كشت و زندگان آنها را در فقر و ترس نگاه داشت . پس ادريس ( ع ) ظهور كرد و به پيروانش مژدهء فرج و قيام يكى از فرزندانش ، يعنى نوح ( ع ) ، را داد . آنگاه ادريس ( ع ) به سراى ديگر شتافت و پيروانش پس از مرگ وى ، قرنى پس از قرن ديگر و يكى پس از ديگرى در انتظار قيام نوح ( ع ) به سر مىبردند و بر آزار و شكنجه ستمگران و طاغوتها شكيبايى مىورزيدند تا آنكه نوح ( ع ) به پيامبرى ظهور كرد . آنگاه شيخ صدوق حديثى از امام باقر ( ع ) نقل كرده است مبنى بر آنكه : چون ادريس از حاكم ستمگر زمانهء خويش ترسيد ، غيبت كرد و براى بيست سال در غارى پنهان شد و يكى از فرشتگان خوراك و آب به او مىرساند . سپس وى از ظهور و نبوت نوح سخن گفته است و به سند خود از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه فرمود : چون هنگام مرگ نوح ( ع ) فرا رسيد ، وى پيروانش را فرا خواند و بديشان فرمود : بدانيد كه پس از من ، غيبتى خواهد بود كه در آن طاغوتها و ستمگران آشكار مىشوند . و خداوند عز و جل مشكل شما را به دست يكى از فرزندان من كه قائم به حق است و « هود » نام دارد ، بر طرف مىكند . پيروان نوح ( ع ) پيوسته در انتظار ظهور هود ( ع ) بودند تا آنكه مدت مديدى گذشت و دلهاى بيشتر آنان سخت شد . پس خداوند متعال در زمانى كه نااميدى و سختيها به غايت خود رسيده بود ، هود ( ع ) را به پيامبرى برانگيخت و با توفانى ويرانگر دشمنان را نابود كرد . آنگاه پس از هود غيبت ديگرى روى داد تا آنكه صالح ( ع ) ظهور كرد .

غيبت صالح ( ع )

سپس شيخ صدوق به سند خود از امام صادق ( ع ) روايت كرده است كه فرمود : صالح ( ع ) زمانى از قوم خويش غايب شد و در آن روز كه غايب شد بين سى تا پنجاه سال سن داشت و بزرگ شكم و نيكو هيكل بود و ريشى انبوه داشت اما وقتى بازگشت شكمش كوچك و گونه‌هايش ضعيف و لاغر شده بود و تعدادى مرد ميانه بالا او را احاطه كرده بودند . چون