منزلت دست نيابى . سپس پدرم او را پست و سست عقل دانست و دستور داد بيرونش كنند و تا زنده بود به محضر خويش او را بار نداد و ما از سر من راى بيرون آمديم و او همچنان بر آن حال بود .
شيخ صدوق در كمال الدين به سند خود از ابو الاديان نقل كرده است كه گفت : من در خدمت حسن بن على عسكرى ( ع ) بودم و نامههاى او را به اين شهر و آن شهر مىرساندم .
وقتى كه در بستر بيمارى بود به حضور وى رسيدم پس نامههايى نوشت و آن را به من داد و گفت : اين نامهها را به مدائن ببر . من نامهها را به مدائن رساندم و جوابهاى آنها را نيز گرفتم روز پانزدهم به سر من راى رسيدم كه ناگهان صداى گريه و زارى از خانه آن حضرت شنيدم و جعفر بن على ، برادر امام ، را ديدم كه بر در خانه ايستاده و شيعيان گردش را گرفتهاند و به او تسليت مىگويند . با خودم گفتم : اگر اين امام باشد ، امامت از ميان رفته است . سپس عقيد خادم بيرون آمد و گفت : مولاى من ! برادرت كفن شد اينك براى گزاردن نماز بر او برخيز .
پس جعفر و شيعيانى كه اطرافش را گرفته بودند وارد خانه شدند . چون درون خانه رفتيم خود را با جنازهء كفنشدهء حسن بن على روياروى ديديم . جعفر جلو افتاد تا بر آن حضرت نماز گزارد . همين كه خواست تكبير بگويد كودكى با چهرهء گندمگون و موى مجعد كه در دندانهايش شكاف و فاصلهاى بود ، وارد شد و رداى جعفر را چسبيد و گفت : اى عمو ! عقب بايست . من به خواندن نماز بر پدرم سزاوارترم . جعفر در حالى كه روى درهم كشيده بود عقب آمد و كودك جلو ايستاد و بر آن حضرت نماز خواند . و آن امام ( ع ) را در كنار قبر پدرش خاك سپردند .
صدوق در كمال الدين گويد : در برخى از كتابهاى تاريخى يافتم كه چون ابو محمد حسن عسكرى بدرود حيات گفت در شب وفاتش نامههاى بسيارى به دست خود نوشت و به مدينه فرستاد و در آن هنگام جز كنيزش صيقل و خادمش عقيد و آن كه خداوند غير از اين دو نفر مىداند ، در آنجا حضور نداشتند . عقيد گفت : امام آب خواست ، برايش آب آوردم . پس فرمود : نماز مىخوانم . در اتاقش سجاده افكنديم و آن حضرت از صيقل آب گرفت با آن صورت و دستهايش را كم كم شست و بر سر و پاهايش مسح كرد و نماز صبح را بر بسترش به جاى آورد و كاسه را گرفت تا آب بنوشد . دست حضرتش مىلرزيد و كاسه به دندانهاى امام برخورد مىكرد . صقيل كاسه را از آن حضرت گرفت . پس آن حضرت بدرود حيات گفت و به سوى كرمت خداوند عز و جل رفت . روايت شده است كه معتمد ، آن حضرت را مسموم كرده بود .
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 259
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٢٥٩