تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢

مىخوانده‌اند . صدوق و عده‌اى ديگر از علماى شيعه نهى وارد شده در اين اخبار را ، بر ظاهر آنها حمل كرده و تصريح به نام آن حضرت را تحريم كرده‌اند . البته مىتوان نهى وارد شده را حمل بر كراهت كرد و دليل آن را حكمتى دانست كه جز خداوند كسى ديگر به آن آگاه نيست . البته شدت نهى كه در اين اخبار آمده و گاه تا حد تكفير است با مكروه بودن اين عمل منافات ندارد . زيرا در برخى از مكروهات ديگر نيز همين الفاظ شديد و غليظ آمده است . از « من ترك فرق شعره فرق بمنشار من نار » « 1 » در تأييد اين نظر ، يعنى مكروه بودن تصريح به اسم آن حضرت ( ع ) ، مىتوان به آنچه در برخى از احاديث آمده همچون حديث لوحى كه رسول خدا ( ص ) به فاطمه ( س ) داد و در آن نام ائمه ( ع ) بود ، و نيز ديگر اخبار و احاديث استناد جست . شايد هم بتوان اين نهى را مربوط به زمانى دانست كه جان آن حضرت در خطر بوده است مثل زمان غيبت صغرا . و البته آنچه در برخى از توقيعات آمده مؤيد اين نظر است . مانند : « ملعون است ملعون است آن كه مرا در جمع مردمان به نام بخواند » . يا : « هر كه مرا در جمع مردمان به نام بخواند ، لعنت و نفرين خداوندى بر او باد » و سخن عثمان بن سعيد عمرى در وقتى كه از وى سؤال شد : نام امام دوازدهم ( ع ) چيست ؟ پاسخ داد : ترا از كاوش و جست و جو از اين امر بازمىدارم . زيرا اين قوم چنين مىپندارند كه اين نسل ( نسل فاطمه ( س ) ) منقطع شده است . همچنين وى در جاى ديگرى به همين سؤال چنين جواب مىدهد : « بر شما حرام است كه در اين باره بپرسيد و من ادعا نمىكنم كه اين حرف را از جانب خودم مىگويم بلكه در اختيار من نيست كه چيزى را حلال يا حرام كنم . » لكن از آن حضرت ( ع ) است كه فرمود : « سلطان چنين مىپندارد كه ابو محمد ( امام حسن عسكرى ( ع ) ) در گذشته و فرزندى پس از خود بر جاى نگذارده است . و اگر از نام او آگاهى يابد در پى جست و جو بر مىآيد . پس از خداى بترسيد و از پرسش و كنجكاوى در اين باره خوددارى كنيد » . همچنين در يكى از توقيعات آمده است : اگر بر نام آن حضرت راهنمايى كنند آن را فاش مىسازند و چون مكان آن حضرت را دانستند ، آن را لو مىدهند . و در يكى ديگر از توقيعات است كه اگر از نام آن حضرت آگاه شوند آن را فاش مىسازند و اگر جايگاه وى را بشناسند آن را لو مىدهند . همچنين امام باقر ( ع ) به كابلى كه از وى خواسته بود نام آن حضرت ( ع ) را به وى بازگويد ، تا او را به نام بشناسد ، چنين پاسخ داد : اى ابو خالد ! به خداى سوگند پرسش سختى كردى از چيزى پرسيدى كه اگر آن را براى كس ديگر بازگفته بودم ، قطعا به تو نيز مىگفتم . مرا از

هامش
( 1 ) هر كه مويش را پراكنده نكند با اره‌اى از آتش مويش پراكنده شود .