الاسباب سبب لنا سببا لا نستطيع لنا طلبا به حق لا إله الا الله محمد رسول اللّه صلوات الله عليه و على آله اجمعين . »
حميرى نيز در الدلائل از ابو هاشم جعفرى نقل كرده است كه گفت : يكى از دوستان و شيعيان ابو محمد ( ع ) نامهاى به آن حضرت نگاشت و از وى خواستار شد كه دعايى به او آموزش دهد . امام به او نوشت : اين دعا را بخوان :
« يا اسمع السامعين و يا ابصر المبصرين و يا انظر الناظرين و يا اسرع الحاسبين و يا ارحم الراحمين و يا احكم الحاكمين صل على محمد و آل محمد و اوسع لى فى رزقى و مدّ لى بعمرى و امنن على برحمتك و اجعلنى ممن تنتصر به لدينك و لا تستبدل بىغيرى » .
چگونگى وفات آن حضرت
شيخ مفيد در ارشاد گويد : ابو محمد ( ع ) در آغاز ماه ربيع الاول بيمار شد و در هشتم همان ماه بدرود حيات گفت . كلينى در كافى و صدوق در كمال الدين به سندهاى خويش از عدهاى روايتى نقل كردهاند كه ميان اين دو روايت تفاوتهايى يافت مىشود و ما ميان اين دو روايت را جمع كرده آن را در اينجا نقل مىكنيم . آن عده روايت كردهاند : در ماه شعبان سال 278 ، هجده سال يا بيشتر پس از وفات حسن عسكرى ( ع ) ، در مجلس احمد بن عبيد الله بن خاقان ، عامل وقت سلطان بر خراج و املاك ناحيه قم ، حضور داشتيم . او به شدت با ائمه سر دشمنى داشت و از اهل بيت انحراف جسته بود . روزى در مجلسش از ساكنان سر من راى ، از آل ابو طالب و مذاهب و صلاح و قدرتشان سخن به ميان آمد ، پس گفت : من در سر من راى ، مردى از اولاد على را از لحاظ رفتار و وقار و پاكدامنى و نجابت و بزرگوارى در خانوادهء خودش مانند حسن بن على بن محمد بن رضا ( ع ) نديدم و نشناختم كه سلطان و بنى هاشم و اميران و وزيران و همه مردم او را بر سالخوردگان و اشراف مقدم بدارند . روزى بالاى سر پدرم ايستاده بودم و آن روزى بود كه براى پذيرفتن مردم مىنشست ، ناگاه حاجبان وى داخل شدند و گفتند : ابو محمد بن رضا بر در است . پدرم با صدايى بلند گفت : به او اجازهء ورود دهيد . من هم از پدرم و هم از آن حاجبان در شگفت شدم زيرا آنان حسن عسكرى را در محضر پدرم به كنيه نام برده بودند و حال آن كه در محضر او اجازه نبود كه كسى جز خليفه يا ولى عهد يا كسى كه خليفه دستور مىداد او را به كنيه صدا كنند ، به كنيه ياد كنند . سپس مردى گندمگون ، خوشاندام ، خوش چهره ، خوش پيكر ، جوان با جلالت و شكوه و هيئتى زيبا وارد شد . چون پدرم به او نگريست برخاست و چند گامى به سوى او رفت با آن كه گمان ندارم كه وى اين كار را در حق هيچ كس از بنى هاشم يا اميران و اولياى عهد انجام داده