پشيمانى بدرود . هر كه هر چه بكارد همان براى اوست . آن كه آهسته است به بهرهاش دست مىيابد و آزمند بدانچه مقدرش نيست دست نيابد . هر كه به چيزى رسد خدايش داده و آن كه از شرى رهد خدايش رهانده .
مؤمن بر مؤمن بركت و بر كافر حجت است . دل احمق در دهان اوست و دهان حكيم در دل او توجه به آن روزى كه براى تو تضمين شده تو را از كار واجبت بازندارد .
هر كه بيش از حدى كه در شرع معين شده ، در وضو آب بريزد چون كسى است كه وضو را شكسته است . هيچ عزيزى حق را وانگذارد مگر آن كه ذليل شد و هيچ ذليلى به حق در نياويخت مگر آن كه عزيز شد . دوست نادان ، موجب رنج است . دو خصلت است كه برتر از آنها يافت نشود : ايمان به خدا و رساندن سود به برادران . گستاخى فرزند بر پدر در كودكى منجر به عاق او در بزرگى شود . اظهار شادى پيش غمگين به دور از ادب است . بهتر از زندگى چيزى است كه چون از دستش دهى از زندگى بدت آيد و بدتر از مرگ چيزى است كه چون بر سرت آيد ، مرگ را دوست بدارى . تربيت نادان و بازگرداندن معتاد از چيزى كه بدان عادت كرده ، معجزه است . تواضع نعمتى است كه بر آن حسد نبرند . مرد را چنان اكرام مكن كه بر او سخت آيد . هر كه برادرش را در نهان نصيحت كند ، او را آراسته و هر كس برادرش را در آشكار اندرز دهد او را زشتش كرده است . هيچ بلايى نيست مگر آن كه از جانب خدا در پيرامونش نعمتى است . براى مؤمن چه زشت است كه به چيزى دل بندد كه او را خوار مىكند .
سخنان كوتاه آن حضرت ( ع ) به نقل از اعلام الدين
هر كه زبان به مدح كسى كه شايسته مدح نيست بگشايد ، در مقام متهم قرار گرفته است .
نعمت را جز شاكر نمىشناسد و جز عارف كسى شكر نعمت نمىكند . تا آنجا كه مىتوانى خواهشگرى را كنار بگذار . زيرا براى هر روز ، روزى نوى است . و بدان كه اصرار در خواهشها حرمتت را مىگيرد و رنج و سختى به تو مىرساند پس شكيب ورز تا خدا درى به روى تو گشايد كه دخول در آن برايت آسان باشد . چه بسا اين تغيير احوال گونهاى از ادب كردن خدا باشد و بهرهها ( سهميهها ) پياپى است پس در ميوهاى كه هنوز نرسيده شتاب مكن كه تو از آن به وقت خود بهره خواهى برد . و بدان كسى كه امور تو را تدبير مىكند به وقتى كه صلاح حال تو در آن است ، آگاهتر است . پس به اختيار و انتخاب او در همهء كارهايت اعتماد كن تا روزگارت به شود و در رسيدن به نيازهايت پيش از هنگام آنها ، شتاب مكن كه دلتنگ گردى و نااميدى تو را فراگيرد . هر كس بر پشت باطل سوار شد به خانه ندامت فرود آمد . تقديرهاى چيره شونده با برترىجوييها دفع نشوند و روزيهاى نوشته شده با حرص و