صدقه داد .
ديگر نويسندگان ، به جز شيخ مفيد ، نوشتهاند : مأمون امر كرد رقعههايى بر ابو جعفر ( ع ) نثار كنند كه در آنها نام زمينها و اموال و خدمتكاران نوشته شده بود .
شيخ مفيد گويد : مأمون همواره ابو جعفر ( ع ) را بزرگ مىداشت و در طول عمرش پاس آن حضرت را نگاه مىداشت و او را بر فرزندان و اهل بيت خويش مقدم مىكرد .
حركت امام جواد ( ع ) از بغداد به مدينه و بازگشت آن حضرت به بغداد
پس از مدتى امام جواد ( ع ) براى گزاردن حج از مأمون اجازه خواست و از بغداد به سوى مدينه حركت كرد . در اين سفر ام الفضل نيز آن حضرت را همراهى مىكرد .
پس از حركت امام جواد ( ع ) به مدينه ، مأمون در طرسوس درگذشت و مردم با برادرش معتصم بيعت كردند . معتصم آن حضرت را خواست و او را به بغداد آورد . مسعودى در اثبات الوصية گويد : ابو جعفر ( ع ) در سالى كه مأمون به بدندون از ديار روم رفت ، همراه با ام الفضل به قصد زيارت خانه كعبه به مكه عزيمت كرد . ابو الحسن على ، فرزند امام كه در آن هنگام كوچك بود ، نيز با آن امام همراه بود . امام جواد ( ع ) آن كودك را در مدينه نهاد و خود با ام الفضل به سوى عراق روانه شد . آن حضرت پيش از حركت به سوى عراق ، با ابو الحسن على سخن گفت و بر جانشينى او پس از خودش تصريح و به او وصيت كرد . مأمون در روز پنج شنبه 13 رجب سال 218 هجرى ، در حالى كه 16 سال از امامت ابو جعفر ( ع ) مىگذشت ، وفات يافت . و مردم با معتصم ، ابو اسحاق محمد بن هارون ، در ماه شعبان سال 218 هجرى بيعت كردند .
از زمانى كه ابو جعفر به عراق بازگشت معتصم و جعفر بن مأمون به فكر افتادند با به كار بستن حيلهاى آن حضرت را از ميان بردارند .
اما شيخ مفيد تصريح كرده است كه اين واقعه در محرم سال 220 هجرى بوده است . وى گويد : امام جواد ( ع ) دو شب مانده از محرم در سال 220 هجرى به بغداد وارد شد و در ذى القعدهء همان سال در آن شهر وفات يافت .
با اين وجود مسعودى پيش از اين عبارت گويد : امام ( ع ) همواره در مدينه بود ، تا آن كه معتصم در آغاز سال 225 هجرى او را به بغداد فرا خواند . و امام ( ع ) در آن شهر ماندگار شد تا آن كه در آخر ذى القعده همان سال دنيا را بدرود گفت .
نگارنده : اولا : سخن مسعودى كه گفته است معتصم او را در سال 225 هجرى به بغداد فرا خواند ، با آنچه بعد از اين گفته ، منافات دارد . ثانيا : آوردن امام به بغداد در سال 220