تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
قبر يمثل للعيون محمدا * و وصيه و المؤمنون قيام « 137 » قبر اذا حل الوفود بربعه * رحلوا و حطت عنهم الآثام « 138 » قبر على بن موسى حله * بثراه يزهو الحل و الاحرام « 139 » من زاره فى الله عارف حقه * فاللمس منه على الجحيم حرام « 140 » يا ابن النبى و حجة الله التى * هى للصلاة و للصيام قيام « 141 » انتم ولاة الدين و الدنيا و من * لله فيه حرمة و ذمام « 142 » ما الناس الا من اقر بفضلكم * و الجاحدون بهائم و هوام « 143 » والى ابى الحسن الرضا اهديتها * مرضية تلتذها الافهام « 144 » خذها عن الضبى عبدكم الذي * هانت عليه فيكم الالوام « 145 » ان اقض حق الله فيك فان لى * حق القرى للضيف اذ يعتام « 146 » من كان بالتعليم ادرك حبكم * فمحبتى اياكم الهام « 147 »
شيخ در مجالس به سند خود از محمد بن يحيى بن اكثم قاضى از پدرش نقل كرده است كه گفت : مأمون دعبل بن خزاعى را نزد خود آورد و به او امان داد و از وى خواست كه قصيدهء بلندش را بخواند . اما دعبل وجود چنين قصيده‌اى را منكر شد . پس مأمون گفت : تو را نيز بدان قصيده امان مىدهم چنان كه خودت را نيز امان دادم . برخى از ابيات اين قصيده چنين است :
هامش
( 137 ) قبرى كه در چشمها محمد و وصيش و مؤمنان را نمايان مىسازد .
( 138 ) قبرى كه چون زائران به محدودهء آن سكنى گزينند ، كوچ كنند در حالى كه گناهانشان ريخته شده است .
( 139 ) اين قبرى است كه على بن موسى در آن جاى گرفته و حل و حرم مكه به واسطهء تربت او كسب بزرگى مىكنند .
( 140 ) اى فرزند پيامبر و اى حجت خدايى كه همواره براى بر پايى نماز و گرفتن روزه آماده و حاضر بودى .
( 141 ) هر كه اين قبر را در راه خدا زيارت كند و حق صاحب آن را بشناسد بدنش بر آتش دوزخ حرام است .
( 142 ) شما واليان دين و دنيا و كسانى هستيد كه براى خدا در آنها حرمت و زينهار باشد .
( 143 ) انسان نيستند مگر كسانى كه به فضل شما اقرار كرده‌اند و منكران شما حيوانند .
( 144 ) من اين قصيدهء خود را كه نيك و پسنديده است و فهمها از آن لذت مىبرند ، به ابو الحسن رضا اهدا كردم .
( 145 ) بگير اين قصيده را از ضبى ، بنده‌تان ، كه در راه محبت شما سرزنشها بر او آسان آمده است .
( 146 ) اگر حق خدا را نسبت به تو به جاى آوردم پس براى من است حق مهماندارى كه آن حقى است براى مهمان وقتى كه مورد احترام واقع مىشود .
( 147 ) اگر هر كس با آموزش و تعليم محبت به شما را ياد گرفته است ، بدان كه محبت من به شما از طريق الهام بوده ، نه از طريق آموزش .