تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
گستاخى اطاعت نكرد . چون هرثمه به پيشگاه مأمون رفت با وى درشتى كرد . پس رفت تا از وى پوزش طلبد اما مأمون نپذيرفت و بينىاش را شكستند و بر شكمش لگد كوفتند و او را زندانى كردند ، سپس بر او هجوم برده به قتلش رساندند و به مأمون خبر دادند كه هرثمه مرد اين واقعه در سال 200 به وقوع پيوست . حسن بن سهل در مدائن بود كه هرثمه به خراسان روانه گرديد و پيش از وى على بن هشام بر بغداد ولايت داشت . چون مردم بغداد از آنچه با هرثمه انجام شده بود ، آگاه شدند على بن هشام را از بغداد بيرون راندند و حسن بن سهل نيز به سوى واسط گريخت . اين واقعه هم در اوايل سال 201 بود . عيسى بن محمد بن ابو خالد بن هندوان با طاهر بن حسين در رقه بود . پس به بغداد آمد و او و پدرش براى جنگ با حسن بن سهل همراه با مردم بغداد جمع شدند . پدر عيسى در يكى از برخوردها مجروح شد و درگذشت . آنگاه وقتى كه حسن بن سهل ديد نمىتواند از عهدهء كار عيسى برآيد با وى دست مصالحه و آشتى داد و مأمون در همين سال بود كه با رضا ( ع ) به عنوان ولى عهد بيعت كرد . در همين ايام نامه‌اى از جانب حسن بن سهل به عيسى بن محمد بن ابو خالد رسيد كه در آن وى را آگاه كرده بود كه مأمون ، با رضا به عنوان ولايت عهد بيعت كرده و دستور داده است كه جامهء سياه را كنار گذارند و جامهء سبز بپوشند . همچنين وى در آن نامه به عيسى دستور داده بود كه از ياران و سربازان و لشكريان و بنى هاشم براى ولايت‌عهدى رضا ( ع ) بيعت گيرد و آنان را وادارد تا قباها و كلاهها و پرچمهاى خود را سبز كنند و مردم بغداد را نيز به رعايت اين امور وادارد . مردم بغداد برخى گفتند : بيعت مىكنيم و جامهء سبز مىپوشيم و برخى گفتند : نه بيعت مىكنيم و نه جامه سبز مىپوشيم و خلافت را از ميان فرزندان عباس بيرون نمىبريم و اين دسيسه‌اى است از سوى فضل بن سهل . فرزندان عباس از اين مسأله خشمناك شدند و در ملاقاتهاى خود با يكديگر مىگفتند : يكى را از ميان خود به ولايت برگزينيم و مأمون را از سلطنت خلع كنيم . سپس با ابراهيم بن مهدى بيعت كردند و مأمون را از خلافت بر كنار داشتند . اين ماجرا در روز سه شنبه بيست و پنجم ذى حجه سال 201 اتفاق افتاد . ابو على حسين در عيون گفته است چون مأمون با حضرت رضا ( ع ) به عنوان ولى عهد دست بيعت داد و عباسيان در بغداد از اين امر آگاه شدند ، از اين مسأله بس ناخشنود گشتند و ابراهيم بن مهدى عموى مأمون ، معروف به ابن شكله ، را علم كرده با وى به عنوان خليفه دست بيعت دادند و مأمون را از خلافت خلع كردند . ابراهيم آوازه خوان مشهورى بود كه به نواختن عود بسيار عشق مىورزيد و همواره به شراب‌خوارى اشتغال داشت . به گونه‌اى كه تنى چند از شاعران مانند ابو فراس و دعبل در اشعار خود اين خصوصيات وى را توصيف كرده‌اند . مأمون به حسن بن سهل دستور داد كه بغداد را محاصره كند . بين سپاهيان ابراهيم و
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 184 | على حجت كرمانى / السيد محسن الأمين