تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢

خريدارى نشده است ؟ پس تو بندهء هر مسلمانى كه در مشرق و مغرب زندگى مىكنند مگر آن كه تو را آزاد سازند . من نيز يكى از مسلمانانم و تو را هنوز آزاد نكرده‌ام . ديگر آن كه نجس ، نجسى را پاك نمىسازد بلكه پاك ، پاك‌كننده است و كسى كه بايد مورد اجراى حد قرار گيرد ، خود حد اجرا نمىكند مگر آن كه اول بر خودش حد جارى سازند . آيا نشنيده‌اى كه خداوند مىفرمايد : « آيا مردم را به نيكى امر مىكنيد و خودتان را از ياد برده‌ايد ، در حالى كه كتاب آسمانى مىخوانيد ، آيا پس نمىانديشيد ؟ « 60 » » مأمون به امام رضا ( ع ) نگريست و گفت : نظر شما چيست ؟ امام ( ع ) فرمود : خداوند عزّ و جل به پيامبرش ( ص ) فرمود : « بگو پس حجت رسا از آن خداست « 61 » . » حجت بالغه ، حجتى است كه به جاهل مىرسد و او را از نادانىاش باخبر مىكند چنان كه عالم به علم خود آن را در مىيابد . دنيا و آخرت بر حجت پايدارند و اينك اين مرد حجت آورده است . راوى گويد : پس مأمون دستور آزادى آن صوفى را صادر كرد و در نهان بر امام رضا ( ع ) خشم گرفت . اين روايت را شيخ صدوق نيز در عيون اخبار الرضا به سند خود از محمد بن سنان نقل كرده است .

ازدواج امام رضا ( ع ) با دختر يا خواهر مأمون

صدوق در عيون اخبار الرضا روايت كرده است كه مأمون پس از آن كه امام رضا ( ع ) را به ولى عهدى خود منصوب كرد دخترش ام حبيب يا ام حبيبه را در آغاز سال « 62 » 102 به ازدواج وى درآورد . و در روايت ديگرى آمده است : مأمون دخترش ام حبيبه را به ازدواج امام رضا ( ع ) درآورد و دخترش ام الفضل را براى امام جواد ( ع ) نامزد كرد . و آن حضرت با پوران دختر حسن بن سهل در يك روز ازدواج كرد . مسعودى در اثبات الوصيه گويد : مأمون دخترش و بنابر قولى خواهرش مكنى به‌ام أبيها را به همسرى امام رضا ( ع ) درآورد . وى مىگويد : روايت صحيح آن است كه‌ام حبيبه خواهر مأمون بود . زيرا مأمون از امام خواست كه از وى خواستگارى كند . همين كه مردمان جمع شدند امام ( ع ) خطبه‌اى خواند و در پايان آن گفت : و دخترى كه‌ام حبيبه نام دارد و خواهر امير مؤمنان عبد الله مأمون است براى صله رحم و پيوند با يكديگر خواستگارى مىكنم و صداق او را پانصد درهم قرار مىدهم آيا اى

هامش
( 60 ) بقره / 44 : أَ تَأْمُرُون النَّاس بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْن أَنْفُسَكُم وَ أَنْتُم تَتْلُون الْكِتاب أَ فَلا تَعْقِلُون .
( 61 ) انعام / 149 : فَلِلَّه الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ .
( 62 ) در متن كتاب سال 102 هجرى آمده كه نادرستى آن مبرهن است . لذا در ترجمه به قول صحيح اشاره شده است . ( مترجم )