خليفهاند . موسى بن جعفر در مدينه كه خراج براى او برده مىشود و تو در عراق كه برايت خراج آورده مىشود . و هر دم به لفظ جلاله سوگند مىخورد . پس هارون دستور داد به وى صد هزار درهم ببخشند . چون محمد درهمها را بگرفت و به خانهاش آورد ، شبانه درد حناق گرفت و بمرد و فرداى آن پولى كه رشيد به او داده بود ، دوباره به سوى رشيد برده شد .
در برخى از روايات است : آن كس كه از امام كاظم ( ع ) بدگويى كرد ، برادرش محمد بن جعفر بود . صدوق در عيون اخبار الرضا ( ع ) به سند خود نقل كرده است كه محمد بن جعفر بر هارون رشيد داخل شد و بر او سلام خلافت گفت ، سپس اظهار داشت : گمان نمىكردم در زمين دو خليفه باشد تا آن كه برادرم موسى بن جعفر را ديدم كه بر او سلام خلافت گفته مىشد . و از جمله كسانى كه از موسى بن جعفر ( ع ) سعايت مىكردند يكى هم يعقوب بن داوود بود .
البته بعيد نيست كه هر يك از اينها در پيشگاه هارون مرتكب سعايت و بدگويى از امام كاظم ( ع ) شده باشند . در كشف الغمه آمده است : گويند گروهى از اهل بيت امام كاظم ( ع ) به سعايت از او پرداختند كه محمد بن جعفر بن محمد برادرش و محمد بن اسماعيل بن جعفر ، برادرزادهاش از اينان بودند .
شيخ مفيد در ارشاد و شيخ طوسى در الغيبة ، با چند سند ، روايتى آوردهاند كه با روايت صدوق جز در برخى از جزئيات اشتراك ندارد . اينان گويند : رشيد در اين سال براى گزاردن حج بيرون شد و ابتدا به مدينه آمد و ابو الحسن موسى ( ع ) را دستگير كرد . گفته شده است :
چون رشيد به مدينه آمد امام كاظم ( ع ) همراه با گروهى از بزرگان مدينه به استقبال وى آمدند و همگى از استقبال رشيد بازگشتند . پس رشيد شبانه برخاست و به سوى مرقد رسول خدا ( ص ) رهسپار شد و عرض كرد : اى رسول خدا ! من از كارى كه قصد آن كردهام از تو پوزش مىطلبم . مىخواهم موسى بن جعفر را به زندان افكنم او خواهان پراكندگى ميان امت تو و ريختن خون ايشان است . سپس دستور دستگيرى امام را صادر كرد . آن حضرت را در مسجد دستگير كردند و ايشان را نزد هارون بردند . پس بر او زنجير زد و هودج خواست .
امام را در يكى از آنها بنهاد و بر استرى سوار كرد و هودج ديگر را خالى بر روى استرى ديگر نهاد و هودج سوم را بر استر ديگر . و دو استر را در حالى كه هر دو هودجى پوشيده داشتند و با آنها جماعتى همراه بودند از خانهاش بيرون فرستاد . پس جماعت دو گروه شدند ، گروهى با يكى از آن هودجها راه بصره را در پى گرفتند و گروهى راه كوفه . و امام كاظم ( ع ) در هودجى بود كه به سوى بصره مىرفت . انگيزهء اين كار رشيد آن بود كه كار ابو الحسن ( ع ) را از نظر مردم پوشيده دارد . وى به آن جماعتى كه در پس هودج امام كاظم ( ع ) در حركت بودند دستور داده بود تا امام را به عيسى بن جعفر بن منصور ، كه در آن هنگام
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 137
مساهمون: على حجت كرمانى
ص١٣٧