تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
عامل وى در بصره بود ، تحويل دهند . امام به وى تحويل داده شد و يك سال در نزد او در حبس ماند . تا آن كه رشيد دربارهء كشتن وى با عيسى بن جعفر مكاتبه كرد . عيسى گروهى از خاصان و محرمان راز خود را فرا خواند و دربارهء دستور خليفه با آنان به مشورت پرداخت . آنان به عيسى پيشنهاد دادند كه دست از اين كار بازدارد و خود را از آن معاف كند . پس عيسى نامه‌اى به رشيد نگاشت و در آن گفت : كار موسى بن جعفر و حبس او به درازا انجاميد . من از احوال او اطلاع دارم و در طول اين مدت جاسوسها بر او گماشته‌ام پس هيچ‌گاه او را خسته از عبادت نيافتم . و كسانى را مأمور گذاشته‌ام تا بشنوند كه او در دعايش چه مىگويد . بنابر گزارش آنان ، او نه بر تو نفرين مىكند و نه بر من و نه ما را به بدى ياد مىآورد . براى خودش هم جز طلب مغفرت و طلب رحمت دعايى نمىكند . پس اگر كس فرستى من موسى بن جعفر را به او تسليم كنم و گرنه وى را از زندان آزاد سازم ، كه من از حبس كردن او به تنگ آمده‌ام . روايت شده كه برخى از جاسوسان عيسى بن جعفر به او خبر دادند كه بسيار شنيده‌اند كه موسى بن جعفر اين دعا را مىخواند : « اللهم انك تعلم انى كنت أسألك ان تفرغنى لعبادتك اللهم و قد فعلت فلك الحمد » . پس رشيد به سوى عيسى بن جعفر بن منصور كسى را گسيل داشت و امام را تحويل گرفت و او را به بغداد برد و به فضل بن ربيع تسليم كرد . امام مدت درازى در زندان بغداد به سر برد . شيخ مفيد در ارشاد نويسد : رشيد گوشه‌اى از تصميم خود دربارهء امام كاظم ( ع ) را با فضل بن ربيع در ميان نهاد ، اما فضل از آن سرباززد . پس رشيد طى نامه‌اى به فضل بن ربيع دستور داد كه موسى بن جعفر را به فضل بن يحيى سپارد . چون فضل بن يحيى آن حضرت را تحويل گرفت ، وى را در يكى از اتاقهاى خانه‌اش جاى داد و جاسوسان بر او گماشت . آن حضرت همواره به عبادت مشغول بود . شب را تماما با خواندن نماز و قرائت قرآن و دعا زنده مىداشت و در بيشتر روزها ، روزه مىگرفت و هيچ‌گاه رخ از محراب بر نمىتافت . فضل بن يحيى بر امام سخت نمىگرفت و او را مورد اكرام قرار مىداد . رشيد كه در آن هنگام در رقه بود از اين امر آگاه شد و بر او خرده گرفت و وى را به كشتن موسى بن جعفر ( ع ) فرمان داد . اما فضل از اين فرمان اطاعت نكرد و پيش قدم نشد . رشيد از اين بابت خشمگين شد و خدمتگزارش ، مسرور ، را فرا خواند و به او گفت : هم اينك به بغداد روانه شو و فورا به ديدار موسى بن جعفر برو . اگر ديدى او در راحت و رفاه است ، اين نامه را به عباس بن محمد برسان و بگو هر چه در آن است اجرا كند . سپس نامهء ديگرى خطاب به سندى بن شاهك ، به آن خدمتگزار داد كه در آن وى را به اطاعت از عباس فرمان داده بود . مسرور به بغداد آمد و
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 138 | على حجت كرمانى / السيد محسن الأمين