تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
كار را با اين بيست هزار دينار هم انجام داده‌اى ، دوست داشتم از اين امر آگاهى يابم . جعفر پاسخ داد : الله اكبر ! اى امير مؤمنان به يكى از خادمانت دستور ده به خانه‌ام رود و آن را سر به مهر آورند . پس رشيد به يكى از خادمانش گفت : انگشترى جعفر را بگير و با آن به خانه‌اش برو و آن بيست هزار دينار را بياور . آنگاه جعفر نام كنيزى را كه مال در نزد او بود ، گفت و آن كنيز نيز بدره را سر به مهر به خادم خليفه بازپس داد . خادم مال را براى خليفه آورد . پس جعفر گفت : اين نخستين دليل بر دروغگويى كسى است كه از من به نزد تو سعايت كرده . خليفه گفت : حق با توست . اينك در كمال امنيت بازگرد من سخن هيچ كس را دربارهء تو قبول نمىكنم . يحيى همواره براى نابود كردن جعفر حيله به كار مىبرد ، ابن ابى مريم به يحيى گفت : آيا مرا به مردى از خاندان ابو طالب كه رغبتى به دنيا دارد ، راهنمايى نمىكنى تا بهرهء بيشترى از دنيا به او بدهم . گفت : آرى . من تو را به مردى با اين صفت راهنمايى مىكنم و او على بن اسماعيل بن جعفر بن محمد است . پس يحيى به دنبال او فرستاد و به وى گفت : مرا از عمويت و از پيروانش و مالى كه براى او برده مىشود خبر ده . على بن اسماعيل گفت : من از اينها كه گفتى آگاهم . و به سعايت از عمويش پرداخت . نگارنده : مقصود يحيى از يافتن چنان فردى كه خواهان و شيفتهء دنيا باشد ، براى اين بود كه بتواند به واسطهء او شيعيان موسى بن جعفر و مالى را كه براى او برده مىشد ، شناسايى كند . او مىخواست بداند كه آيا جعفر بن محمد بن اشعث هم از شيعيان امام كاظم ( ع ) است و به آن حضرت پول مىدهد ؟ تا اين خبر را به رشيد رساند و بدين وسيله جعفر را از ميان بردارد و به دنبال آن دربارهء امام كاظم ( ع ) خبرچينى كند و موجبات قتل او را فراهم آورد . يحيى از انتقال خلافت به امين انديشناك بود و قبلا گفتيم كه امين تحت تربيت و پرورش جعفر قرار داشت . از اين رو يحيى مىترسيد كه با روى كار آمدن امين ، ستارهء دولت برامكه به افول گرايد . حال آن كه او نمىدانست خداوند در كمين هر ستمگرى نشسته است و هر كه براى برادرش چاهى كند خداوند نخست خود او را در آن گرفتار سازد و هر كه شمشير ستم بياهيخت خود بدان كشته شد . و دربارهء يحيى ديديم كه چنين شد . دولت او و دولت فرزندانش در زمان حيات هارون رشيد و پيش از آن كه خلافت به امين منتقل شود ، دستخوش انقراض و نابودى شد و هارون به فجيع‌ترين وضعى ، يحيى و فرزندان او را كشت و در واقع انتقام امام كاظم ( ع ) را در دنيا از ايشان ستاند . و حال آن كه عذاب آخرت به مراتب دردناك‌تر و خواركننده‌تر خواهد بود . در روايتى است آن كه عليه وى سخن‌چينى كرد برادرزاده‌اش موسوم به محمد بن اسماعيل بن جعفر بود . ابن شهر آشوب در مناقب نويسد : محمد بن اسماعيل بن صادق ( ع ) پيش عمويش موسى كاظم ( ع ) بود و نامه‌هاى آن حضرت به