مگر آن كه ميان آنها عاقل و امينى بيابى در اين صورت با آنها انس بگير و از ديگرانشان بگريز آن چنان كه از درندهاى وحشى مىگريزى . از طمع بپرهيز و از آنچه در دست مردم است نااميد شو و از مخلوقات طمع ببر كه طمع كليد ذلت است و عقلها را مىدزدد و مردانگيها را مىبرد و آبرو را آلوده مىسازد و دانش را مىبرد و بايد كه به پروردگارت پناه برى و بر او توكل كنى و با نفسات مجاهده كنى تا از خواهشهايش بازگردانى ، كه جهاد با نفس بر تو واجب است همان گونه كه جهاد با دشمن . كسى كه خداوند او را به سه چيز بزرگ داشت به تحقيق دربارهء او لطف كرده است : عقلى كه رنج هواى نفس او را جلو گيرد ، علمى كه رنج نادانى از او ببرد و ثروتى كه ترس فقر را از او دور كند .
يكى از دعاهاى كوتاه امام كاظم ( ع )
در ارشاد است كه آن حضرت اين دعا را بسيار مىخواند : « اللهم انى أسألك الراحه عند الموت و العفو عند الحساب » . و نيز يكى از دعاهاى آن حضرت اين بود : « عظم الذنب من عبدك فليحسن العفو من عندك » .
اشعارى كه از آن حضرت باقى مانده است
در مناقب ابن شهر آشوب آمده است : موسى بن جعفر ( ع ) فرمود : روزى از مكتب بازگشتم و به دستم لوحى بود پس پدرم مرا رو به رويش نشانيد و گفت : پسرم بنويس : « تنح عن القبيح و لا ترده « 8 » » . سپس فرمود : دنبالهاش را بگو . پس گفتم : « و من اوليته حسنا فزده « 9 » » . سپس فرمود : « ستلقى من عدوك كل كيد « 10 » » . پس گفتم : « اذا كان العدو فلا تكده « 11 » » .
وفات امام كاظم ( ع )
شيخ صدوق در عيون اخبار الرضا ( ع ) از طالقانى از محمد بن يحيى صولى از ابو العباس احمد بن عبد الله از على بن محمد بن سليمان نوفلى از صالح بن على بن عطيه ، نقل كرده است كه گفت : علت بردن موسى بن جعفر ( ع ) به بغداد آن بود كه هارون رشيد مىخواست خلافت را براى پسرش محمد بن زبيده تمام كند . او چهارده پسر داشت . سه نفر را از ميان آنان برگزيد : محمد بن زبيده ، كه وى را ولى عهد خويش قرار دارد . و عبد الله مأمون ، او را
هامش
( 8 ) از زشتى فاصله گير و آن را مخواه .
( 9 ) و به هر كس نكويى كردى برايش افزون كن .
( 10 ) به زودى از دشمن بسيار نيرنگ بينى .
( 11 ) چون دشمن است پس تو با او نيرنگ مباز .