تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 541

مساهمون:

ص٥٤١
ما گروهى هستند كه با آنها دشمنى را دشمن‌تر از معاويه ديدار نمىكنيم و به وسيلهء آنها سرزمينى بدتر از شام را سد نمىكنيم . و با رأى احنف موافقت كرد . پس على ( ع ) به احنف گفت : به قوم خودت نامه‌اى بنويس . احنف چنين نامه‌اى به بنى سعد نگاشت : « اما بعد ، هيچ كس از بنى تميم باقى نماند جز آنكه با رأى سرورشان ، غير شما را به بدبختى و تيره روزى انداختند و خداوند شما را به خاطر تدابيرى كه من براى شما انديشيدم محافظت كرد . تا آنكه به چيزى كه اميد رسيدن به آن را داشتيد رسيديد و از چيزى كه مىترسيديد ، ايمن شديد و از زمرهء گرفتاران بيرون آمده به اهل عافيت پيوستيد . من شما را آگاهى مىدهم كه ما بر تميميان كوفى وارد شديم و آنان دو بار فضل خود را به ما نشان دادند . يك بار با آمدن ايشان به سوى ما همراه با على و ديگر بار با موافقت آنان با حركت به سوى شام . پس شما نيز به سوى ما روى آوريد و بر آنان اتكال مكنيد معاويه بن صعصعة ، پسر برادر احنف ، نيز اشعارى به اين مضمون خطاب به قبيلهء بنى سعد نگاشت . از جمله گفت : على ( ع ) بهترين شماست پس از تلاش و كوشش خود در جهت او دريغ نورزيد . على ( ع ) كسى است كه سى آيه در شأن او نازل شد و وى را مؤمن و مخلص و بىهمتا قلمداد كرد . على ( ع ) صاحب خصوصياتى است كه در ديگران نيست و خداوند نيز به واسطهء همان خصوصيات رهبرى و دوستى او را بر همگان واجب فرمود . چون نامهء احنف و شعر معاويه بن صعصعه به بنى سعد رسيد ، آنان با گروه خود رهسپار شدند . تا آنكه در كوفه فرود آمدند . سپس ربيعه بر آنان وارد شد .

فرستادن جرير به سوى معاويه

على ( ع ) در نظر داشت ، به سوى معاويه پيكى روانه كند . جرير بن عبد الله بجلى به آن حضرت گفت : مرا به نزد معاويه بفرست . زيرا او همواره از من خيرخواهى مىكرد . پس من او را دعوت مىكنم تا به امر تو گردن نهد به شرط آنكه تا زمانى كه فرمان خدا را مىبرد يكى از اميران و يكى از عاملان تو باشد و نيز مردم شام را به اطاعت از تو فرا مىخوانم . بيشتر شاميان از قوم و اهل ديار من هستند و اميدوارم كه آنان مرا نافرمانى نكنند . اشتر به على گفت : او را به سوى معاويه نفرست . به خدا قسم من گمان مىكنم كه او هم در سر خود ، قصد مردم شام را مىپروراند . على به او پاسخ داد : او را رها كن تا ببينم اين مرد چه خبرى براى ما مىآورد . آن حضرت ، جرير را روانه كرد و به او فرمود : گرد مرا ياران رسول خدا گرفته‌اند . اينان اهل ديانت و صاحب نظرند و من تو را بر ايشان برگزيدم . با اين