تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 544

مساهمون:

ص٥٤٤
نيز از خداوند بر آنان مدد مىجوييم . اى مردم ! شما به خوبى مىدانيد كه من خليفهء امير المؤمنين عمر بن خطاب و نيز خليفهء عثمان بن عفان بر شما هستم و من هيچ كدام از شما را تاكنون بر كار زشتى وانداشته‌ام . من ولى دم عثمان هستم كه به ستم كشته شد و خداوند فرمايد : هر كس به ستم كشته شد براى ولى او تسلطى قرار داده‌ايم . پس در كشتن زياده نرويد . همانا اوست يارى شده . و من مايلم كه شما نظر خود را دربارهء قتل عثمان به من اعلام كنيد » . تمام مردم شام بلند شده خواستار خونخواهى عثمان شدند و با او بر اين منظور بيعت كردند و به او اميدوارى دادند كه در اين راه جانها و مالهاى خود را نثار كنند تا انتقام خون او را بگيرند يا آنكه خداوند جان آنها را بستاند . شب فرا رسيد و معاويه در حالى كه در ميان خانواده‌اش بود با چهره‌اى غمزده اين اشعار را مىخواند : جرير به نزد ما آمد در شبى كه در آن بينيها بريده شود و حال آنكه حوادث مهمى در راه است . با او جنگ مىكنم و شمشير در ميان من و اوست و من هرگز جامهء پستى و ذلت به تن نمىكنم . شام طاعتى يمنى كرده كه سالخوردگان در مجالس خود از آن ياد مىكنند . پس اگر آنان جمع آيند از كنارى به على مىزنم چنان كه هر خشك و ترى بر او فرياد خواهند . و من اميد آن دارم كه به بهترين چيز برسم و من هرگز از گرفتن سرزمين عراق نااميد نيستم . جرير ، معاويه را به بيعت با على تحريك كرد . اما او گفت : اى جرير ! اكنون هنگام اين كار نيست و آن را به زمان بعد واگذار تا ببينيم چه پيش خواهد آمد .

معاويه عمرو بن عاص را فرا مىخواند

معاويه كسان مورد اعتماد خود را فرا خواند . عتبة بن ابى سفيان ، كه همچون معاويه بود ، به وى گفت : در اين امر از وجود عمرو بن عاص مدد بگير و حق او را بزرگ شمار . او همان است كه من مىشناسم . وى در زمان عثمان از او كناره گرفته بود و اگر فرصتى نبيند از تو نيز بيشتر كناره مىكند . عمرو بن عاص در فلسطين بود وى از زمانى كه عثمان به محاصره درآمده بود در منزلى كه در آنجا داشت ، سكونت گزيده بود معاويه نامه‌اى به او نوشت : اما بعد از ماجرايى كه ميان على و طلحه و زبير گذشت ، آگاه شدى و اينك مروان بن حكم با گروهى از مخالفان حكومت على از بصريان به سوى ما آمده و جرير بن عبد اللّه براى گرفتن بيعت از ما بدين جا روانه شده است . من اينك به انتظار توام . لذا از تو مىخواهم كه
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 544 | على حجت كرمانى / السيد محسن الأمين