تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 758

مساهمون:

ص٧٥٨
آن حضرت تجديد عمارت شد و در سال 760 ه بنايى نيكوتر بر آن ساختند » . اين شخص از نويسندهء ارشاد القلوب نسبت به تاريخ آتش‌سوزى در قبر امير المؤمنين آگاه‌تر است . زيرا وى خود شاهد ماجرا بوده در حالى كه نويسندهء ارشاد القلوب ، با زمان وقوع اين حادثه فاصله داشته است . ديلمى ، مؤلف ارشاد القلوب ، در سال 841 ه وفات يافته است . عضد الدوله در نظر داشت آب را از فرات به نجف ، در زير زمين ، بكشد - زيرا نجف در بلندى قرار داشت و آب نمىتوانست روى زمين جارى شود . از اين رو وى در جهت شمال حفره‌اى كند و در اثناى حفر ، چشمه‌اى نمايان شد و آنان را از ادامهء كار بازداشت . اما آب اين چشمه قابل شرب نبود . عضد الدوله به آب همين چشمه ، براى مصارف ديگر به غير از شرب ، اكتفا كرد و آب آن را به طرف چاههاى عميق و استوار سوق داد و ميان آنها را با قناتهايى محكم به هم ارتباط داد . بدين ترتيب آب از چاهى به چاه ديگر جريان مىيافت و اضافى آن از طرف مغرب به بيرون مىرفت . آنگاه مردم ، پس از اين ، چاههايى حفر كردند كه برخى اين چاهها فاصله داشتند و به آنها مرتبط بودند و برخى ديگر به آنها وصل نبودند . از اين‌رو برخى از آنها چاههايى شرعى قلمداد مىشدند و برخى ديگر ، حكم آبهايشان ، حكم آب جارى بود . سردابهايى كه به اين چاهها راه داشتند ، در تابستان هواى خنك به آنها جريان پيدا مىكرد . ابن بطوطه نيز در مسافرت خود از عمارت عضد الدوله در سال 727 ه ديدن كرده و گفته است : « از باب الحضرة جايى كه گويند قبر على ( ع ) است داخل شديم . در برابر اين قبر مدارس و زوايا و خانقاههاى آباد و زيبايى بود و ديوارهاى آن از قاشانى ، كه شبيه زليج است ، با اين تفاوت كه رنگ آن درخشان‌تر و نقش آن زيباتر است ، پوشيده شده است . از باب الحضره درى به مدرسهء بزرگى گشوده مىشود كه طلاب و صوفيان شيعه در آن جاى دارند . و براى هر كس كه در آنجا وارد شود سه روز با نان و گوشت و خرما پذيرايى مىشود . و از اين مدرسه درى به باب القبه باز مىشود » . آنگاه ابن بطوطه به اذن دخول و بوسيدن آستانهء در اشاره مىكند و مىگويد : « اين آستانه و نيز هر دو در از نقره است . آنگاه زائر وارد گنبد مىشود . در وسط آن سكويى است چهار گوشه كه با چوب آن را پوشانيده‌اند و بر روى آن ورقه‌هاى فلزى طلايى با نقش و نگار و خوش ساخت كه آن را با ميخهاى نقره كوبيده‌اند ، و چوبها را چنان در خود گرفته كه چيزى از آنها معلوم نيست ، كشيده‌اند . بلندى اين سكو كمتر از قامت انسان است . و بر بالاى آن سه قبر ديده مىشود كه مىگويند اين قبور به آدم و نوح و على متعلق هستند . ميان قبرها طشتهايى از طلا و نقره است كه در آنها گلاب و مشك و انواع خوشبو كننده‌هاست . فرد زائر دست خود را در اين طشت فرو مىبرد و اين مواد خوشبوكننده را به عنوان تبرك بر صورت مىمالد . همچنين اين قبه در ديگرى نيز دارد كه آستانهء آن هم از نقره است و به مسجد باز مىشود . اين مسجد چهار در دارد كه
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 758 | على حجت كرمانى / السيد محسن الأمين