تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 699

مساهمون:

ص٦٩٩
قرار داد و لباسهاى نو در بر او كرد و چون عقيل خواستار عطاياى زياد شد فرمود : اينها سهم من بود كه آنها را به تو دادم و اين تمام چيزى بود كه در وسع آن حضرت بود و نهايت جود و كرم و رأفت و شفقت آن حضرت بر عقيل را نشان مىداد . امير المؤمنين ( ع ) در پى ذخيره كردن مال نبود و نفقهء خود و خانواده‌اش تنها از حقوق بيت المال تأمين مىشد كه آن را هم به عقيل بخشيد . اين تمام چيزى بود كه على ( ع ) مالك آن بود و خود را مهيا كرد تا بدون حقوق زندگى كند و حقوق دوم خود را از بيت المال نيز به وام به او داد . بنابراين ، اين سخن ما كه گفتيم اين عمل على ( ع ) نشانهء غايت جود و شفقت آن حضرت بر عقيل بود ، اصلا به عنوان مبالغه به شمار نمىآيد . اما با اين همه ، عقيل راضى و قانع نشد و پيوسته در گرفتن سهم بيشتر از بيت المال ، پاى فشارى مىكرد و سخن خود را تأكيد مىكرد و مانند كورى كه به بدهكار خود در آويخته ، آن حضرت را رها نمىكرد تا آنكه على ( ع ) را در تنگنا قرار داد و آن حضرت راهى جز سرخ كردن پاره آهن و نزديك كردن آن به بدن عقيل نيافت تا مگر او بدين وسيله عبرت گيرد . زيرا قانع كردن عقيل تنها از اين طريق ميسور بود و از اينجا دانسته مىشود كه على ( ع ) در اكرام و نيكويى در حق عقيل ، تا آنجا كه در توان داشت ، كوتاهى نكرد . كارى كه على ( ع ) با عقيل كرد ، هيچ نشانى از سنگدلى و بىمهرى در آن نيست ، چنان كه شايد در نگاه اول چنين به نظر آيد . و ظاهرا عقيل وقتى به كوفه مىآيد فرزندان خود را نيز همراه مىآورد تا موجبات دل‌رحمى على ( ع ) را بيشتر فراهم آورد و سپس به همراه آنان به مدينه بازمىگردد و لا بد وقتى امير مؤمنان ( ع ) حقوق خود را از بيت المال جدا كرد به همراه سهم عقيل ، براى وى فرستاد . زيرا او در وعده و قولى كه داده بود ، خلاف نمىكرد .