تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 698

مساهمون:

ص٦٩٨
نامه‌اى به على ( ع ) نوشت و از آن حضرت اجازه گرفت تا با فرزندان و خانواده‌اش به كوفه بيايد و در آنجا سكنى گزيند . در يكى از خطبه‌هاى نهج البلاغه آمده است : عقيل بر درخواست خود پاى فشارى و سخن خود را پيوسته تكرار مىكرد . پس من به گفتارش گوش سپردم . او گمان كرد كه من دين خود را به او فروخته و از روش خويش دست برداشته‌ام و به دنبال او مىروم پس آهن پاره‌اى براى او سرخ كردم . . . اينها تمام مطالبى بود كه ما دربارهء برخورد و ارتباط على ( ع ) با برادرش عقيل ، بدان دست يافتيم و مىتوان مطالب ذكر شده را به صورت زير جمعبندى كرد . اول ، چنان كه سخن سعيد بن عاص گواهى مىداد ، عقيل با فرزندانش در مدينه باقى مانده بود . همچنين نامهء عقيل به على ( ع ) نشانگر آن بود كه وى با فرزندانش ، در هنگام حملهء ضحاك كه پس از جريان حكمين رخ داد ، در حجاز ساكن بوده و امير مؤمنان ( ع ) به او فرمان مىدهد كه در همانجا با فرزندانش بماند و به سمت عراق حركت نكند . دوم ، عقيل در زمان حيات على ( ع ) به طرف معاويه نرفت بلكه پس از وفات آن حضرت ، وى به سوى معاويه رفت . و دليل ما بر اين سخن نامه و جواب و نيز سخن سعيد بن عاص است كه پيش از اين ذكر شد . سخن سعيد نمايانگر آن است كه عقيل در هنگام برپايى جنگ صفين در حجاز حضور داشته و آن نامه و جواب نامه نيز دال است بر آنكه اين قضيه پس از ماجراى حكمين و در آن مدت رخ داده كه اين ماجرا هم به روزهاى واپسين خلافت امير مؤمنان ( ع ) مربوط مىشود . شايد كسانى كه گفته‌اند عقيل در زمان حيات على ( ع ) به سوى معاويه رفته ، رفتن عقيل را پس از وفات على ( ع ) اشتباها قبل از وفات وى ذكر كرده‌اند . سوم ، آيا عقيل در زمان خلافت برادرش به كوفه آمده است ؟ مىتوان گفت : آرى . على ( ع ) به پسرش حسن دستور داد تا عقيل را در نزد او بنشاند و برايش لباس و كفش نو بخرد . حسن نيز او امر على ( ع ) را اطاعت كرد . و عقيل فرداى دومين روز با لباس و كفش نو به خدمت آن حضرت آمد . عقيل به آن حضرت گفت از اين مساواتى كه على دربارهء خود و ديگر مسلمانان ، در بخشش و عطايا ، به اجرا گذارده خشنود نيست و او مىخواهد به خاطر آنكه برادر خليفه است ، تفاوتى با ديگر مردم داشته باشد . پس بايد به او بخششهاى ديگرى كرد . اما امير مؤمنان ( ع ) براى خود خط عدل و مساوات ميان مردم را پيش گرفته و در اين كار از خود و دو فرزندش آغاز كرده بود . آن حضرت مانند ديگر مسلمانان از عطاياى بيت المال بهره‌مند مىشد و با فرزندانش نيز چنين رفتار مىكرد و وقتى برادرش عقيل به نزد او درآمد آن حضرت در اكرام او غايت تلاش خويش را كرد و او را در نزد فرزندانش به منزلهء ميهمان