تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 658

مساهمون:

ص٦٥٨
روانه شود . آن حضرت به وى رخصت داد . مردم براى شنيدن سخنان آن دو گرد آمدند . عتبه گفت : اى جعده ! به خدا قسم چيزى جز دوستى دايى و عمويت ، ابن ابى سلمة عامل بحرين ، تو را وانداشت كه بر ما خروج كنى . به خداى سوگند ما ادعا نمىكنيم كه معاويه در گرفتن خلافت از على سزاوارتر است اما معاويه به حكومت در شام شايسته‌تر است . زيرا مردمان آن ديار از وى رضايت دارند . پس ما را از خلافت ببخشاييد . سوگند به خدا ، در شام كسى كوشنده‌تر از معاويه در ميدان نبرد نيست و در عراق نيز كسى در جنگها كوشنده‌تر از على نيست . ما بيش از شما از مولاى خود اطاعت مىكنيم . براى على چه زشت است ، كه در دل مسلمانان دربارهء او چنين بگذرد كه اگر به سلطنت رسد همهء عرب را از ميان برمىدارد . جعده در پاسخ او گفت : دربارهء دوستى من با دايىام بايد بگويم كه اگر تو چنان دايى مىداشتى پدرت را از ياد مىبردى . دربارهء ابن ابى سلمه نيز بايد بدانى كه ارجمندتر از او وجود نداشت . جهاد در نگاه من بسى برتر از ولايت دارى است . اما فضل على ( ع ) بر معاويه از جمله چيزهايى است كه كسى در آن اختلاف ندارد . اما رضايت امروز تو به شام بايد بدانى كه شما ديروز بدان نيز خرسند بوديد . اما سخن تو كه گفتى در شام كسى كوشنده‌تر از معاويه در ميدان جنگ و در عراق كسى كوشنده‌تر از على در ميدان جنگ يافت نمىشود بايد بدانى كه يقين جلودار حركت على است و شك قافله سالار معاويه . و نيت حق خواهان برتر از تلاش باطل‌گرايان است . اما اين گفتار تو كه گفتى ما نسبت به مولاى خود بيشتر از شما فرمانبرداريم ، بايد بدانى كه به خداى سوگند اگر او خاموش شود از او پرسش نكنيم و اگر سخن بگويد به او ايراد نكنيم . اما دربارهء جنگ با عرب بايد بدانى كه خداوند جنگ را مقرر داشت پس هر كه را خدا كشت به سوى او خواهد رفت . عتبه از پاسخ جعده در خشم شد و به وى ناسزا گفت . اما جعده به او پاسخى نداد و از وى دورى كرد . هر دو خشمگين از يكديگر فاصله گرفتند . عتبه سپاهيان خويش را كه بيشتر از قبايل سكون و ازد و صدف بودند گرد آورد . جعده نيز تا آنجا كه مىتوانست لشكرى گرد آورد و با يكديگر به نبرد پرداختند . هر دو سپاه شكيبايى ورزيدند . جعده خود در گرما گرم ميدان نبرد شركت جست . عتبه گريخت و سپاهش را تسليم كرد و خود شتابان به سوى معاويه گريخت . معاويه با ديدن اين صحنه به او گفت : جعده آبروى تو را ريخت و فراريت داد . هرگز نشان اين ننگ از پيشانى تو پاك نشود . عتبه گفت : سوگند به خدا ديگر با چنين كسى هرگز نمىجنگم . و پوزش مىخواهم بر يارانم خرده مگيريد . خداوند نخواست كه ما را بر آنان برترى دهد ، پس من چه كنم ؟ جعده به واسطهء اين پايمردى نزد على ( ع ) ارج بيشترى يافت . نجاشى در اين باره ابياتى سرود . و شنى نيز اشعارى در اين باره سروده است كه آنها را در ذيل زندگى جعده نقل كرده‌ايم .
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 658 | على حجت كرمانى / السيد محسن الأمين