طليق است . به خدا سوگند شما بر حق و آنان بر راه باطلند . نبايد آن قوم بر باطل خود اجتماع كنند و شما از حق خود پراكنده شويد تا باطل ايشان بر حق شما چيرهايد . با ايشان نبرد كنيد كه خداوند آنها را با دست شما عذاب مىدهد و اگر شما چنين نكنيد خداوند با دستان ديگران ايشان را عذاب مىفرمايد . ياران على ( ع ) گفتند : اى امير المؤمنين ! ما را به سوى دشمنان ما و خود روانه كن . به خدا سوگند ما جز تو كس ديگرى را نخواهيم با تو مىميريم و با تو زنده مىشويم . على ( ع ) به ايشان گفت : به خدايى كه جانم در دست اوست ، رسول خدا به من كه در مقابل او شمشير مىزدم ، مىنگريست و گفت :
لا سيف الا ذو الفقار و لا فتى الا على و نيز فرمود : اى على تو نسبت به من همچون هارون هستى كه نسبت به موسى جز آنكه پس از من پيامبرى مبعوث نخواهد شد . مرگ و زندگى تو با من است . به خدا قسم نه دروغ گفتهام و نه به من دروغ گفته شده است . نه گمراه شدهام و نه كسى را گمراه كردهام و آنچه را كه به من گفته از ياد نبردهام . و من حجتى از پروردگار خود دارم و بر راهى روشن و آشكار قرار گرفتهام . سپس آن حضرت برخاست و به جانب قوم خود روانه شد و از هنگام طلوع آفتاب تا وقت مغرب به نبرد پرداختند و مردم در آن روز جز با گفتن تكبير نماز نگزاردند .
عمل و قتل كريب بن صباح
مردى از حمير از آل ذى يزن به نام كريب بن صباح ، كه در آن روز كس ديگرى به زورمندى او مشهور نبود ، براى مبارزه بيرون آمد و هماورد طلبيد . مرتفع بن وضاح زبيدى به رويارويى او شتافت و به دست مرد شامى كشته شده كريب هماورد ديگرى خواست . اين بار حارث بن جلاح به نبرد او رفت اما حارث نيز از پاى درآمد . كريب براى سومين بار ، مبارز ديگرى براى خود طلب كرد . عايذ بن مسروق همدانى به جنگ او عازم شد ، اما او نيز توسط كريب كشته شد . وى اجساد مقتولان را روى هم انداخت و بر آنها ايستاد . پس بانگ برآورد كه آيا مبارز ديگرى هست ؟ پس على ( ع ) به نبرد او شتافت و فرياد زد : « واى بر تو اى كريب ! من تو را هشدار مىدهم و به سنت خدا و رسولش فرا مىخوانم . واى بر تو . مبادا پسر هند جگرخواره تو را به آتش دوزخ وارد كند » . كريب پاسخ داد : ما اين گفتهها را از تو بسيار شنيدهايم و نيازى به تكرار و شنيدن مجدد آنها نداريم . اگر آمادگى جنگ دارى جلو بيا . كيست اين شمشير مرا با اين نشان بخرد ؟ على ( ع ) فرمود : « لا حول و لا قوة الا بالله » . سپس به طرف او رفت ضربتى بىامان بر او وارد كرد و او را در خون غوطهور ساخت . سپس فرياد كرد : چه كسى به مبارزه مىآيد ؟ حارث بن وداعه حميرى به جنگ حضرت آمد اما كشته شد . على ( ع ) بار ديگر ندا در داد : چه كسى مبارزه مىكند ؟ اين بار مطاع بن مطلب عبسى از سپاه شام براى