تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 613

مساهمون:

ص٦١٣
اندكى درنگ نكرده بودند كه دوباره يورش آوردند . عبيد الله بن عمر مىگفت : اى شاميان ! اين قبيله‌اى از عراق ، يعنى قاتلان ابن عفان و ياران على ، هستند . اگر اين قبيله را شكست داديد به انتقام خود از خون عثمان نايل آمده و على و عراقيان را از ميان برده‌ايد . سپاهيان هر دو طرف به جنگ سختى پرداختند . ربيعه در مقابل آنان پايمردى و به نيكويى مقاومت كرد مگر تنى چند از ضعيفان و ترسويان آنها . پرچمداران و خردمندان و حفاظ آنان در برابر شاميان ايستادگيها كردند و به پيكارى سخت دست زدند .

خالد بن معمر چه كرد ؟

وقتى خالد بن معمر گروهى از فراريان قوم خود را ديد ، او هم بازگشت . اما چون پرچمداران و ديگر افراد قوم خود را ديد و پايمرديهاى آنان را مشاهده كرد به ميدان نبرد بازگشت و به فراريان بانگ زد و آنان را به بازگشت به ميدان جنگ فرمان داد . كسانى كه مىخواستند خالد را متهم كنند گفتند : خالد مىخواست بگريزد اما چون مقاومت و ايستادگى ما را ديد ، به طرف ما بازگشت . خالد پاسخ داد : چون ديدم برخى از جنگجويان ما از جنگ فرار كردند چنين مصلحت ديدم كه به جانب آنان رفته ايشان را به يارى شما بازگردانم . پس با گروهى از فراريان كه سخنان مرا پذيرفته‌اند به نزد شما بازگشتم . خالد در اين باره كار را بر آنها مشتبه كرد . ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه گويد : نزد سيره‌نويسان شكى نيست كه خالد بن معمر باطنى خراب و سر و سرى با معاويه داشت . او در آن روز از ميدان جنگ گريخت تا جناح چپ على ( ع ) را تضعيف كند . كلبى و واقدى و تنى چند از سيره‌نويسان ديگر اين نظر را ابراز كرده‌اند . از جمله قراينى كه بر باطن خراب خالد دلالت مىكند آن است كه چون ربيعه در دومين روز جنگ بر صفوف شاميان چيره شد معاويه به او پيغام داد كه دست از من بدار تا در عوض امارت خراسان را در صورت پيروزى به تو دهم . خالد نيز دست از معاويه بداشت و به سوى ربيعه بازآمد . مردم نيز متوجه بازگشت او از ميدان نبرد شدند . جنگ ميان ربيعه و حمير شدت گرفت ، منادى شام فرياد برداشت : بدانيد كه پاكيزهء پاكيزه‌زاده ، يعنى عبيد الله بن عمر ، با ماست . عمار بن ياسر گفت : بلكه او خبيث است . در مقابل منادى عراقيان فرياد كرد : بدانيد كه پاكيزهء پاكيزه‌زاده ، محمد بن ابو بكر ، همراه ماست . منادى شام پاسخ داد : بلكه او خبيث پسر پاكيزه است . حدود پانصد سوار يا بيشتر از سپاه على به سوى شاميان روانه شدند . از سپاه شام نيز همين تعداد به مصاف عراقيان آماده شدند و هر دو گروه در صفين به جنگ پرداختند . مردم به زير پرچمهاى خود پيكار مىكردند . از اين عده هيچ كس ، نه از شاميان و نه از عراقيان ، زنده بازنگشتند و جملگى در صفين از پاى درآمدند . معاويه در پى اسير كردن زنان ربيعه و كشتن جنگجويان آنها بود . چون روز پنجشنبه نهم ماه
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 613 | على حجت كرمانى / السيد محسن الأمين