تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 612

مساهمون:

ص٦١٢

حضين بن منذر و رايت او

حضين بن منذر الرقاشى گفت : چون پنجمين روز از ايام جنگ صفين سپرى شد سپاهيان از جناح راست گريختند . پس على ( ع ) به سوى ما آمد . فرزندان آن حضرت نيز در كنار او بودند كه على ( ع ) بانگ برداشت و با صدايى بلند فرياد كرد : اين رايتها از كيست ؟ گفتيم : از ربيعه . گفت : اين پرچمهاى خداست . خداوند صاحبان اين پرچمها را نگاهدارد و گامهاى آنان را استوار سازد و شكيباييشان دهد . سپس به من فرمود : آيا رايت خود را به اندازهء يك ذراع به رايت من نزديك مىكنى ؟ عرض كردم : آرى بلكه آن را ده ذراع نزديك‌تر مىكنم . پس پرچم را نزديك ساختم . آن حضرت فرمود : همين اندازه بس است . ابو اشعث يحيى بن مطرف عجلى كه در صفين در ركاب على ( ع ) بود ، گفت : چون رايتها قرار داده شد على ( ع ) از آنها بازديد كرد تا به رايتهاى ربيعه رسيد . پس فرمود : اين رايتها از كيست ؟ گفتم : از ربيعه . فرمود : بلكه اين رايتهاى خداوندى است . حضين بن منذر كه در آن هنگام جوانى بيش نبود با رايت خود يورش آورد . رايت وى سرخ رنگ بود على ( ع ) از جمله و پايمردى اين جوان در شگفت شد . رايت ربيعه ، چه كوفى و چه بصرى ، با خالد بن معمر سدوسى از قبيلهء ربيعهء بصره بود كه على ( ع ) آن را به وى سپرده بود . پس خالد بن معمر و شقيق بن ثور در گرفتن رايت با يكديگر اختلاف كردند و پس از آن توافق كردند كه حضين بن منذر ، به نمايندگى از جانب اهل بصره ، رايت بكر بن وائل را به دست گيرد و گفتند : اين حضين جوانى با اصل و نسب است و ما اين رايت را به او مىسپاريم تا نظر خود را دربارهء او بنگريم . جاحظ در كتاب البيان و التبيين مىنويسد : چون مردم بصره به جانب صفين روانه شدند در ميان شقيق و خالد ، بر سر رياست نزاعى رخ داد . در اين موقع على ( ع ) رياست را به حضين بن منذر سپرد و شقيق و خالد نيز بدين كار رضا دادند . زيرا آنها واهمه داشتند كه على ( ع ) رياست را به رقيب ديگر واگذار كند . پس قبيلهء بكر خاموش شدند و مردم همگى به خوش‌فكرى على ( ع ) در اين زمينه ، پى بردند . معاويه براى حمير ، بر سه قبيله كه بزرگ‌ترين قبايل عراق به حساب مىآمدند و عبارت بودند از ربيعه و همدان و كنده ، قرعه انداخت . و بنابراين قرعه ، حمير در برابر ربيعه قرار گرفت . در آن روز از قبيلهء عنزه ، يكى از قبايل ربيعه ، چهار هزار سپاهى حضور داشت . ذو الكلاع گفت : خداوند رسوايت كند با اين قرعه‌كشى . ذو الكلاع به همراه حميريان و با عبيد الله بن عمر بن خطاب و چهار هزار تن از قاريان شام كه پيمان مرگ بسته بودند و جناح راست سپاه را تشكيل مىدادند ، روانهء ميدان شد ذو الكلاع فرماندهى ميمنهء سپاه معاويه را بر عهده داشت . آنان بر قبيلهء ربيعه ، كه به فرماندهى ابن عباس جناح چپ سپاه على را تشكيل مىدادند ، حمله شديدى بردند . پس پرچمهاى ربيعه به لرزه در افتاد . شاميان بازگشتند و