على آمدند و گفتهء معاويه را به اطلاع آن حضرت رسانيدند . على ( ع ) گفت : به خدا معاويه دروغ مىگويد . قراء پيش معاويه رفته به او گفتند : على مىگويد اين كار را نكرده است . معاويه گفت : اگر راست مىگويد قاتلان عثمان را در دسترس ما قرار دهد . آنان هم اكنون جزو سپاهيان و ياران على هستند . قاريان به نزد على آمدند و خواستهء معاويه را مطرح كردند . على به ايشان پاسخ داد : « مردم قرآن را بر او تأويل كردند و تفرقه ايجاد شد و عثمان را ، در حالى كه نيرومند بود ، كشتند و بر آنها قصاصى نيست » . پس على بر معاويه چيره شد . نصر بن مزاحم در كتاب صفين نويسد : معاويه گفت : اگر امر چنين است كه او مىگويد پس نبايد بدون نظر ما ، خلافت را عهدهدار شود . على پاسخ داد : مردم پيرو مهاجران و انصارند و ايشان گواه مسلمانان بر امور مربوط به ولايت و دين هستند . پس مهاجران و انصار به خلافت من رضا دادند و با من بيعت كردند . قراء به اردوگاه معاويه رفته او را از پاسخ على آگاه كردند . معاويه گفت : چنين نيست كه على مىگويد . پس چرا برخى از مهاجران و انصار به بيعت با او گردن ننهادهاند . پس به نزد على برويد و اين نكته را از او بپرسيد . على به آنان گفت : واى بر شما ، به غير از صحابه ، بدريان همه با من بيعت كردند و در روى زمين هيچ صحابهء بدرى نيست كه با من بيعت نكرده باشد يا آنكه او با من است و به خلافت من خشنود است . پس مبادا معاويه شما را از خود و از دينتان غافل سازد و بفريبد . ميان دو سپاه ، سه ماه ربيع الآخر و جمادى الاولى و جمادى الثانى « 34 » پيغام رد و بدل شد . پس گاهى يكى از دو گروه بر ديگرى حمله مىبرد اما قراء ميان آنان قرار مىگرفتند و ايشان را از زد و خورد بازمىداشتند . در مدت سه ماه سى و پنج مرتبه ، درگيرى روى داد كه هر بار قراء مانع آنان مىشدند و جنگى بين آنها روى نمىداد . ابو امامه باهلى و ابو درداء ، كه هر دو از ياران معاويه بودند ، از وى پرسيدند : چرا با اين مرد ( على ) مىجنگى ؟ به خدا قسم على در گروش به اسلام از تو پيشتر و در عهدهدار شدن خلافت از تو شايستهتر و در پيمان خويشى با پيامبر ، از تو نزديكتر است . پس چرا با او پيكار مىكنى ؟ معاويه جواب داد : من به خاطر خون عثمان با على مىجنگم . او قاتلان عثمان را پناه داده است . به او بگوييد قاتلان عثمان را به ما تحويل دهد كه در اين صورت من نخستين كسى هستم كه به او دست بيعت مىدهم . اين دو به نزد على روان شدند و او را از درخواست معاويه آگاه كردند . على پاسخ داد : قاتلان عثمان اينانند كه مىبينيد . پس در اين هنگام بيست هزار يا بيشتر ، در حالى كه لباس آهنين به تن داشتند برخاسته گفتند : ما هم قاتلان عثمانيم . پس اگر مىخواهند ما را بگيرند . ابو امامه و ابو درداء بازگشتند و خود را از اين جنگ كنار كشيدند . ماه رجب فرا رسيد . معاويه بيم آن
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 588
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٥٨٨
هامش
( 34 ) نصر بن مزاحم چنين گويد و ما پيش از اين در ابتداى سخن نظر خود را عنوان كرديم .