ابو اعور بر سرم فرياد كشيدند و من از نزد او برگشتم . اگر ابو اعور به سخن من گوش فرا مىداد ، او را از حجت و برهان يارم آگاه مىكردم . پس به سوى اشتر بازگشتم و به وى گفتم : ابو اعور تن به مبارزه نداد . اشتر به خود گفت : منتظر باش . پس رو به روى يكديگر قرار گرفته بوديم تا آنكه تاريكى شب ميان ما و ايشان جدايى انداخت . ما آن شب را به حال آماده باش به سر آورديم . چون صبح شد مشاهده كرديم سپاه شام عقب نشستهاند . على نيز صبحگاهان به ما رسيد و به طرف معاويه در حركت شد و در محلى به اسم قناصرين در كنار صفين با او روبهرو شد . صد و پنجاه هزار تن يا بنابر قولى ديگر بيش از يكصد هزار تن در ركاب على ( ع ) بودند . سپاه معاويه را نيز در حدود همين تعداد ذكر كردهاند . همچنين گفته شده است شاميان دو برابر سپاهيان عراق بودند .
شعر برخى از شعراى شام دلالت دارد بر اينكه سپاهيان شام هفتاد هزار تن بودهاند . شعر زير از اين نمونه است :
خداوند خير دهد لشكريانى را كه به سوى شما آمدند / جنگجويان آنها بر عثمان مىگريستند هفتاد هزار تن بودند و در ميانشان ستمگرى نبود / هر سورهء مفصل و مثالى را تلاوت مىكردند .
اگر رقمى را كه براى سپاهيان على ( ع ) گفتهاند ( يكصد و پنجاه هزار تن يا بيشتر ) صحيح باشد ، درست آن است كه شمار عراقيان از اهالى شام تا حدود دو برابر افزونتر باشد . بر مقدمهء سپاه معاويه ابو اعور سلمى ، سفيان بن عمرو ، و بر ساقهء سپاه او بسر بن ارطاة عامرى قرار داشتند . على ( ع ) جايى براى مقر خود طلب كرد و به مردم دستور داد تا بار و بنه خود را بر زمين گذارند . چون سپاهيان على ( ع ) فرود آمدند ، گروهى از سواران على ( ع ) ، كه شمار آنان صد و سى تن بود ، سوار بر اسبهاى خود به سپاه معاويه حمله بردند و ميان آنان براى مدتى دراز درگيرى به وقوع پيوست . پس معاويه به على نامهاى نگاشت و در آن بنوشت :
خداوند ما و تو را سلامتى دهاد ! چه نيكوست عدل و انصاف در كردار و چه زشت است سبكسرى و پرگويى در انسان .
الاغت را ببند و خورجين پر از علف آن را باز مكن كه در اين صورت برمىگردد و بستن الاغ سخت خواهد شد .
پس على ( ع ) به سپاهيان دستور داد از جنگ خوددارى كنند تا آنكه جنگجويان به محل سپاهيان خود برفتند سپس فرمود : اى مردم ! اين جايگاهى است كه هر كه در آن به آلودگى گراييد در روز قيامت آلوده شود و هر كه در آن به فيروزى دست يافت در قيامت هم به رستگارى مىرسد . پس جنگجويان به اردوگاههاى خود بازگشتند .
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 581
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٥٨١