اوقات و همهء حالات حاضر و ناظر است و غايب نيست بلكه نسبت به اين كس نزديكتر از رگ گردن است چنان كه مىفرمايد :
وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ
. و نعم ما قيل :
دست او طوق گردن جانت * سر بر آورده از گريبانت
به تو نزديكتر ز حبل وريد * تو در افتاده در ضلال بعيد
و اما اينكه به طريق غيبت جارى شده است و از اقرب مقام دورى نموده بواسطهء رعايت قانون ادب است كه آن دأب سالكان و شعار عاشقان است چنانچه گفتهاند :
طرق العشق كلّها آداب يعنى :
نگاه دار ادب در طريق راز و نياز * كه گفتهاند طريقت تمام آداب است
پس چون قيام به اين وظيفه حاصل آمد آنا فآنا شوق مكالمه و لذّت مخاطبه زياده مىشد تا آنكه كلام بر نسقى كه حق او آن بود كه در ابتداء ذكر مىبايست جارى شود ، جارى گرديد و از غيبت به حضور التفات نموده . و در حديث قدسى واقع است كه :
انا جليس من ذكرنى .
يعنى : « من همنشين آنم كه مرا ياد مىكند » .
چهارم - آنكه تنبيهى است بر علو مرتبهء قرآن مجيد و فرقان حميد سيّما وقتى كه تلاوت آياتى مىشده باشد كه متضمن ذكر حضرت عزّت - عزّ شأنه - بوده باشد و اشارهاى است به اينكه بنده به اجراى اين قدر از آنكه بر زبان او جارى شود و بر صفحهء دل او نقش بندد قابل مجلس خطاب و فايز به سعادت حضور و اقتراب مىگردد پس چگونه باشد هر گاه ملازمت نمايد به وظايف اذكار و مواظبت كند بر تلاوت و تدبّر معانى آن در آناء ليل و اطراف نهار ؟ پس هيچ شك نيست كه رفع حجب مىشود از بين ، و وصول بهم مىرسد از اثر به عين .
و روايت شده است از امام به حق ناطق امام جعفر صادق عليه السّلام كه آن حضرت فرمودهاند :
لقد تجلّى اللَّه لعباده في كلامه و لكن لا يبصرون .
يعنى : « بدرستى كه تجلّى كرده است پروردگار عالميان از براى بندگان خود در كلام واجب التعظيم و التكريم خود و ليكن ديده مشاهدهء ايشان پى به آن نمىبرد » .