و حواسّ ظاهرى و باطنى خود ، يا به اعتبار ملاحظهء جميع آنچه دايرهء امكان احاطهء آن كرده است و متّسم به سمهء وجود گردانيده « 1 » ، قال سبحانه :
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ
. « 2 » دوم - آنكه متكلّم اشاره نموده است به حقارت نفس خود از عرض نمودن عبادت خود منفردا در بارگاه كبريا و عظمت ، و طلب معونت مستقلّا بدون ضمّ كردن و داخل ساختن عبادت خود در جملهء عبادت جماعتى كه در عرض عبادت در بارگاه كبريا و عظمت ، با او شريكند ، پس خود را در جماعتى كه با او در عبادت و طلب معونت شريكند داخل ساخته است و عبادت خود را با عبادت ايشان ضم كرده ، چنانچه دأب و عادت است كه در وقت عرض تحف و هدايا در خدمت سلاطين ؛ جمعى كه هديّهء حقيرى دارند و لايق آن ندانند كه منفردا به نظر سلطان رسانند با هم متّفق شده آنچه دارند از هدايا همه را بر سر هم مىگذارند و به يك بار به معرض عرض سلطان در مىآورند ، و رفع حاجت خود را به ايشان در ضمن آن مىنمايند .
به طفيل همه قبولم كن * اى إله من و إله همه
سيّم - آنكه چون اظهار كردن ما در خطاب به او - جلّ شأنه - به اينكه خضوع ما بر وجه تامّ و استعانت ما در جميع مهامّ منحصر است به او - تعالى وحده - با آنكه بيشتر خضوع و رقّت قلب ما به غير اوست از اهل دنيا از ملوك و وزرا و هر كه در جنب ايشانست از علما و فضلا و ابوين و غير هم متضمّن جرأت عظيم و جسارت جسيم است ، چنانچه گفتهاند :
هامش
( 1 ) « و متسم به سمهء وجود شده است » با متن بهتر تطبيق مىكند . و سمه - به كسر سين - به معنى نشانه و علامت است . يعنى نشان وجود پيدا كرده است .
( 2 ) سورهء اسراء : 17 - آيهء 44 : « و چيزى نيست جز اينكه تسبيح مىكند همراه با حمد پروردگارش » .