تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
[ امر پنجم ] و اما در وجه التفات از غيبت به خطاب در تفسيرى كه موسوم به « عروة الوثقى » است چهارده نكته ذكر كرده‌ايم ، و در اينجا اكتفا بر شش نكته مىكنيم : اول - آنكه : تنبيه است بر اينكه در قرائت سزاوار آنست كه به حضور خاطر و دل و توجه كامل بوده باشد به حيثيّتى كه هر اسمى از اسماء عليا و نعتى از نعوت عظمى را كه قارى بر زبان جارى گرداند و نقش آن را بر صفحهء جنان نگارد او را به مطلوب ، زيادتى انكشاف و انجلا حاصل شود و احساس مطلوب به تزايد قرب و اعتلا نمايد ، و همچنين مرتبه مرتبه تا به جايى رسد كه ترقّى نمايد از مرتبهء برهان به درجهء حضور و عيان . پس درين مقام استدعا و اقتضاى آن مىكند كه عدول نمايد به سوى صيغهء خطاب ، و كلام را جارى گرداند برين نمط مستطاب .
مائى و منى حجاب او بود * مائى چو برفت ما نمانيم
دوم - آنكه كسى را كه در دست تحفهء حقيرى و هديهء قليلى بوده باشد خواهد كه به يكى از سلاطين عظيم الشأن بگذراند و وسيلهء انجاح [ حاجت ] خود سازد بايد كه آن هديه را بالمواجهه به نظر سلطان گذراند ، و بالمشافهة حاجت خود را به معرض عرض رساند ، بواسطهء آنكه در قبول هديه و در انجاح حاجت او اقرب باشد از آنكه هديهء او در غيبت گذرانيده شود ، چه ردّ هديه در مواجهه باعث زيادتى شكستگى خاطر او مىشود ، و شايد كه از كسر خاطر او ملاحظه نمايد و هديهء او را قبول كند و حاجت او را روا گرداند و به شكست خاطر او راضى نشود ، به خلاف آنكه در غيبت هديهء او را كسى بگذراند چه بسا باشد كه ملاحظهء شكست خاطر او ننموده ، رد تحفهء او كند ، و اين رد به مثابهء اول نخواهد بود . سيّم - آنكه اشاره‌اى است به اينكه حق كلام آن بود كه از اول امر بر طريق خطاب جارى شود بواسطهء آنكه حضرت عزّت - تعالى وحده العزيز - در جميع