تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
دوم - آنكه به تكرير ضمير ، رفع توهمى نموده كه اگر چنانچه تكرار آن نمىنموده هر آينه توهّم مىشد كه تخصيص به مجموع الامرين مراد باشد نه به كلّ واحد از ايشان چنانچه مراد است . سيّم - استلذاذ است به خطاب مستطاب ربّ الأرباب كه مطلوب حقيقى است . چهارم - بسط كلام و پهن ساختن سخن است با محبوب چنان كه در كلام بلاغت انتظام حضرت كليم است - على نبيّنا و عليه الصّلاة و السّلام - وقتى كه به جبل طور و منزل نور رسيد و به مكالمه و مخاطبهء حضرت عزّت كه
أَنَا اخْتَرْتُكَ فَاسْتَمِعْ لِما يُوحى
« 1 » فايز گرديد او را از هيبت حق دهشتى دست داد ، بارى تعالى خواست كه او در سخن گفتن دلير شود گفت :
وَ ما تِلْكَ بِيَمِينِكَ يا مُوسى
، « 2 » او از آن قال در حال منبسط شده در جواب حضرت عزّت گفت :
هِيَ عَصايَ أَتَوَكَّؤُا عَلَيْها
، « 3 » مىتوانست كه در جواب ،
عَصايَ
بگويد ، لفظ
هِيَ
و
أَتَوَكَّؤُا عَلَيْها
را اضافه نمود بواسطهء بسط كلام با مطلوب « 4 » . و فرق ميانهء اين دو نكتهء آخر ، جريان نكتهء ثانى است در ضمير غيبت به خلاف نكتهء اول . يعنى فرق ميانهء نكتهء استلذاذ به خطاب و نكتهء بسط كلام با آنكه در هر دو استلذاذ حاصل است اينست كه بسط كلام در غيبت و در خطاب هر دو جارى است و استلذاذ به خطاب جارى نيست مگر در خطاب . [ امر چهارم ] و اما در اتيان صيغهء متكلّم مع الغير بر متكلّم وحده مىتواند بود كه نكتهء در آن چهار چيز باشد : اول - آنكه ارشادى است به آنكه قارى در وقت گفتن
إِيَّاكَ نَعْبُدُ
ملكين حافظين خود را ملاحظه نموده باشد ، و به اين اعتبار به صيغهء متكلّم مع الغير ادا كرده ، يا به اعتبار ملاحظهء حضّار صلاة جماعت ، يا به اعتبار ملاحظهء جميع قوا
هامش
( 1 ) سورهء طه : 20 - آيهء 13 . ( 2 ) سورهء طه : 20 - آيهء 17 . ( 3 ) سورهء طه : 20 - آيهء 18 . ( 4 ) محبوب - صحيح است .