دوم - تقديم آن چيزى كه مقدم است در وجود ، زيرا كه مراد به
إِيَّاكَ
حق سبحانه و تعالى است ، و چون ذات اللَّه تعالى در وجود مقدم است در عبادت نيز رعايت آن شده است .
سيّم - آنكه : ايمائى است لطيف به اينكه عبادتكننده و استعانت نماينده را سزاوار آنست كه در جميع امور مطمح نظر [ او ] « 1 » اوّلا و بالذّات حضرت عزّت - تعالى وحده العزيز - بوده باشد .
همه جمال تو بينم چو چشم باز كنم برو تيرهء قول مشهور كه :
ما رأيت شيئا الّا رأيت اللَّه قبله « 2 » .
و نعم ما قيل :
دلى كز معرفت نور و صفا ديد * ز هر چيزى كه ديد اول خدا ديد
پس بعد از آنكه امعان نظر به ذات اللَّه تعالى كرده باشند بايد كه از آنجا نظر به نفوس خود كنند ، نه من حيث ذواتها بلكه ازين حيثيّت كه اين نفس ملاحظهاى است از براى او - جلّ شأنه - و منسوب است به او - تعالى وحده - بعد از آن نظر به اعمال خود نمايند از طاعت و عبادت و امثال آن ، نه ازين جهت كه از ايشان صادر شده است و به كارى مىآيد بلكه ازين حيثيت كه نسبتى است شريف و مواصلتى است لطيف ميانهء ايشان و پروردگار عالميان - جلّ جلاله و عمّ نواله .
[ امر سوم ] و اما تكرير ضمير كه لفظ
إِيَّاكَ
باشد پس گويا كه نكتهء در آن چهار چيز است :
اول - آنكه نصّ كرده است بر تخصيص استعانت كه اگر چنانچه مذكور نمىساخت احتمال داشت كه مفعول بعد از آن تقدير كنند ، و درين هنگام تنصيص بر تخصيص استعانت فوت مىشد .
هامش
( 1 ) ضمير آنان بهتر است زيرا افعال بعدى همه به صورت جمع است .
( 2 ) نديدم چيزى را مگر آنكه خدا را پيش از آن ديدم .