صفت معرفه واقع شود ، با آنكه مراد از آن استمرار است نه تجدد و حدوث .
و « عالم » اسم چيزى است كه به آن چيزى ديگر معلوم مىشود كه غلبه است در هر چيزى و هر جنسى كه صانع به آن دانسته مىشود ، چنان كه مىگويند :
عالم افلاك و عالم عناصر و عالم حيوان و عالم نبات .
« الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ »
تكرار ذكر اين دو صفت در مفتتح كتاب كريم واجب التّعظيم به واسطهء اشعارى است به اينكه اهتمام و اعتناء حضرت عزّت - جلّ شأنه و عظم امتنانه - به رحمت بيشتر است از باقى صفات ديگر ، از براى گسترانيدن بساط رجا و اميدوارى است به جهت گناهكاران و عاصيان به اينكه مالك روز جزا « رحمان و رحيم » است . پس گويا كه به زبان حال كه نزد ارباب كمال وجود و اصحاب حال و شهود ابلغ از زبان قال است ندا مىكند كه : اى گناهكاران نااميد مشويد از در گذشتن از گناهان شما در روز جزا و اگر چه گناه شما بسيار باشد ، بلكه بايد كه به رحمت او وثوق و اعتماد كنيد ، و به فضل و احسان او اميدوار باشيد ، و به آنكه نظر نيكوئى و رحمت او به سوى شماست ، مطمئن خاطر و بآرام باشيد چه بدرستى كه مالك روز جزا و صاحب يوم عقبى رحمان و رحيم است و آمرزندهء گناهان عظيم .
مشو نوميد اگر دارى بسى جرم * كه فضل او فزونست از گناهت
ورت نبود زبان عذر خواهى * هم او گردد به رحمت عذرخواهت
« مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ »
عاصم و كسائى
« مالِكِ »
خواندهاند و باقى قرّاء « ملك » خواندهاند ، و مؤيّد قرائت اول قول خداى تعالى است :
يَوْمَ لا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَيْئاً وَ الْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ
« 1 » . و تأييد قرائت ثانى كه ملك باشد به پنج وجه است .
اول آنكه : ملك ادخل است در تعظيم از مالك . دوم آنكه : انسب است به اضافهء به يوم الدّين چنانچه مىگويند : ملك العصر . سيّم آنكه : اوفق است به قوله
هامش
( 1 ) سورهء انفطار : 82 - آيهء : 19 : « روزى كه هيچ كس براى كسى قادر بر هيچ كارى نيست و تنها حكم و فرمان در آن روز از آن خداست » .