اختصاص رحمت آخرت مر مؤمنان را . و امّا به اعتبار كيفيّت ، و بر آن حمل نمودهاند آنچه نيز در دعا واقع شده است :
« يا رحمان الدّنيا و الآخرة و رحيم الدّنيا »
بنا بر جسامت و جلالت نعم آخرت كه جميعا جسيم و جليلاند به خلاف نعم دنيا كه متضمّن خسارت و حقارت است .
پس معنى رحمان بالغ در رحمت است به اقصى الغاية ، و از اينست كه اختصاص يافته است به او - جلّ شأنه - و بر غير او اطلاق اين لفظ نكنند زيرا كه متفضّل حقيقى اوست كه رحمت را او به اقصى الغاية رساند و در مقابل تفضّل و انعام خود عوض نخواهد . و امّا به غير ازو - تعالى وحده - در مقابل تفضّل و احسان و افاضه و امتنان خود طالب عوضاند مثل آنكه يا طالب ثناء جميلاند در دنيا ، يا طالب ثواب جزيلاند در عقبى ، يا طالب ازالهء رقّت جنسيّهاند ، يا طالب ازاحهء خساست بخلاند و امثال آن .
و ديگر آنكه ما عداى حضرت عزّت - عمّت عطيّانه - در احسان و انعام خود به منزلهء واسطهاند چرا كه اصل نعمت و ايصال آن به منعم و اقدار منعم بر ايصال نعمت به منعم عليه همگى و جملگى صادر است ازو - جلّ شأنه و عظم امتنانه - .
و تقديم لفظ رحمان بر رحيم با وجود آنكه مىبايست كه بر عكس بوده باشد - زيرا كه جملهء اثباتى مقتضى ترقّى از ادنى به اعلاست - به واسطهء آنست كه چون لفظ رحمان به منزلهء علم است بنا بر اختصاص او به حضرت عزّت ، و اين اختصاص مثل واسطهايست ميان علم بودن و صفت شدن ، پس مناسب آن بود كه بحسب لفظ نيز واسطه باشد ميانهء علم كه اللَّه است و صفت كه رحيم است .
و ذكر اين اسما در بسمله كه مفتتح كتاب كريم است به جهت محكمى و پايدارى اساس مبانى جود و احسان است ، و استوارى بناى تطوّل و امتنان ، و اميدوارى بر معالى عفو و رحمت بر كافّهء برايا ، و ايمائى است به مضمون خبر خير
منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى) — صفحة 435
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص٤٣٥