تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
يَوْمَئِذٍ مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفادِ * سَرابِيلُهُمْ مِنْ قَطِرانٍ
« 1 » ، سرابيل جمع سربال است به معنى پيراهن . و قطران عصاره‌اى است در نهايت بدبويى و حدت كه بر بدن شتران گردار مىمالند تا گرايشان را از حدّت و تيزى بسوزد . و از خاصيّت او آنست كه چون آن را بر چيزى طلا نمايند « 2 » آتش در آن چيز زودتر تأثير كند و به سرعت بسوزد . و روايت شده است كه قطران را بر بدن دوزخيان مىمالند چنانچه به منزلهء پيراهن ايشان مىشود تا از حدّت ، بدنهاى ايشان را بسوزاند و آتش دوزخ در ايشان زود اثر كند و در گيرد و به سرعت بسوزد . نعوذ باللَّه من ذلك . « و ميتة سويّة » ميته - به كسر ميم - مراد از موتى است كه بعد از حصول استعداد به واسطهء نزول ، و مهيّا شدن به جهت حلول آن - از تقديم توبه و قضاء فوايت و بيرون آمدن از حقوق مردم خواه مالى باشد و خواه عرضى و غير آن - دست دهد . اميد كه همه را اين حال روزى باد بمحمّد و آله الأمجاد .
هامش
( 1 ) سورهء ابراهيم : 14 - آيهء 49 و 50 . ( 2 ) طلاء - به كسر طاء - يعنى مانند روغن به آن بمالند .